طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

End  مرامید

به به ! به به ! واقعاً وقتی خواندیم و شنیدیم که عاشقان خدمت به ورزش ایران یکی یکی و فردین وار عرصه انتخابات را خالی می کنند و بفرما برای بقیه می زنند ، نه تنها احساس درازگوش بودن بهمان دست نداد بلکه کلی هم ذوق زده شدیم . باور کنید باید یک نامه بزنیم برای کشور های دیگر و بهشان بگوییم : « ای شمایی که مقام و منصب چشمتان را کور کرده و تا آخر انتخابات هستید ، بلند شید بیایید ایران ما ، ببینید مسئولین ورزشی ما چگونه پهلوانانه خودشان را کنار می کشند تا بهتر از آنها بیایند و زمام امور کمیته المپیک را در دست بگیرند »

حالا فردا یه عده مزدور نامه می زنند به این ژاک روگ و میگن : سازمان تربیت بدنی لیست داده که چه کسی را انتخاب کنند چه کسی را انتخاب نکنند ! جاهل ها نمی دانند که این کسانی که کنار کشیدند ، خودشان خواستند کنار بروند که  فکر می کنند  زبانمان لال زور سازمان بوده .

 

بهانه تو  

ما نمی فهمیم تا کی برخی ها نباید بفهمند که وقتی یک نفر را به عنوان مشاور می آورند ، یعنی اینکه آقا جان کم کم غزل خداحافظی را بخوان ؟!

اولین نمونه زمان ایویچ مادر مرده و با مشاورت آقا جلال طالبی آغاز شد و آخرین آن هم به انگین فیرات و حسین چرخابی ختم شد فعلاً . آخه بندگان خدا ! وقتی تیم شما در نتیجه گیری الک و دولک بازی در می آورد و مدیر عامل محترم یک مشاور برای خودش می آورد ، یعنی اینکه مربی عزیزم ! بفهم که تا چند وقت دیگر باید بروی لای باقالی ها! حالا باز خدا را شکر اصفهانی ها بهانه تماشاگر را داشتن که بگویند: عامل اصلی برکناری فیرات، اعتراض هواداران سپاهان بود.

راستی جناب ساکت! هزینه ای هم که بابت این فسخ قرارداد که نپرداختید نه؟ در عرض کمتر از 1 سال سه مربی عوض شد نه؟ رسید به پول قرارداد یک سال قطبی یا هنوز خیلی مانده دادا؟

طفلی ژنرال

خبر رو شنیدید؟ گفته اند تا قبل از بازی با پیکان، امیر قلعه نوعیقصد استفاده از برهانی را نداشته و تصمیم به استفاده از مجیدی برابر پیکان داشته اما در آخرین لحظات آرش را فیکس می فرسته تو بازی!

راستش را بخواهید ما نمی دانیم بعضی ها از جان این ژنرال چه میخواهند؟!

بنده خدا شده چوب دو سر طلا! ببره یه بامبول دارن واسش، ببازه یه الم شنگه. طفلک خودش هم مونده ببره یا ببازه!

باور کنید کم کم داریم به ژنرال حق میدیم که انقدر دوروبرش دوست و رفیق مثل علی آقا هستن. خلاصه رفیق برای همین زمانهاست دیگه. میفهمید که چی میگیم؟!

لالایی میخونیم ... لالا....

یکی از خصلت های عزیز ما ایرانی های عزیز همان حکایت لالایی خواندن و لالا کردن است کهشکر خدا ما ایرانی ها در زمینه لالایی خوانی بسیار خودکفا هستیم اما خب مشکل ما این است که این لالایی خواندن باعث خوابیدن خودمان نمی شود. در واقع اصلا لالایی خوان، خودش هیچگاه لالا نمی کند. این همه لالایی و لالا کردن گفتیم تا برسیم به کاپلوی عزیز وطن جناب ناصرخان حجازی!

ناصرخان فرموده اند:"کاش قطبی هرگز به ایران بر نمیگشت تا اسطوره می ماند."

در اینکه قطبی باید بر میگشت یا بر نمیگشت صحبت نمی کنیم چون ما اصلا سوات این چیزها را نداریم ولی یک چیز داریم. سوال از ناصرخان!!

ناصرخان! شما که زمانی در استقلال سرمربی بودی و در یک فصل در سه جام نتوانستی قهرمانی بیاوری چرا سال گذشته دوباره به استقلال برگشتی؟ ناصرخان! شما هم لالایی خوانید یا ...؟!

 



موضوع مطلب : مــــرام / بابمول / باقالی / لالایی