|
طنز ورزشی درباره وبلاگ تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال آرشيو وبلاگ مطالب اخير نويسندگان موضوعات پيوندها صفحات وبلاگ
عجب نازی داره سیما جدی جدی قضیه پخش و عدم پخش فوتبال ایران و کره داشت واسه سیما گرون تموم میشد . بنده های خدا فکر کرده بودند این AFC مثل فدراسیون فوتبال ما و علی آقا کفاشیانه که هر چی بگی لبخند بزنه و هیچی هم نگه . از قرار معلوم وقتی دیدن AFC کوتاه بیا نیست علاوه بر این بازی ، حق پخش بقیه بازی ها رو هم خریدن که ... . بله آقا ، ناز کردن جا داره عزیزان سیمایی . فکر کردید این دفعه هم مثل دفعه های قبله که تا آخرین لحظه صبر کنید و در لحظه آخر بزخری کنید بره پی کارش ؟ ولی خودمانیم . این کار سیما ما رو یاد کسایی میندازه که شب عید اونقدر صبر می کنن تا کاسب های افسریه قیمت لباس رو به یک سوم برسونن بعد میان حمله میکنن واسه خرید . واقعاً ایول داره .
اشکای ریزه ریزه ما نفهمیدیم علت گریه های جواد در بازی ایران و ایتالیا چه بود . هر چه نشستیم فکر کردیم ببینیم قضیه از چه قرار است به نتیجه خاصی نرسیدیم مگر : الف: جواد میخواسته با این کار ، عدم توجه صدا و سیما نسبت به فوتسال رو یه جورایی از دل حسین شمس در بیاره . ب: جواد فکر کرده این بازی هم مثل ایران و استرالیاست که مساوی تموم بشه ولی شاید در اون لحظه قاطی کرده بود که از گل چهارم تا پایان وقت کلی فرصت هست . ما طاقت گریه جواد رو نداریم چون غم و گریه براش خوب نیست . می ترسیم از اینی هم که هست لاغرتر بشه طفلی . شعر : اشکای ریزه ریزه که از چشات میریزه بپا زمین نریزه این دونه دونه اشکات خیلی واسم عزیزه
ترسیدیم خدا بگیم این آرش راهبر رو چیکار نکنه با این گزارش نوشتن . باور کنید از وقتی که گزارش آرش رو با عنوان « سفر به آخر دنیا» خوندیم که یه جایی نوشته بود : « در کره شمالی هر آپارتمان 15 طبقه فقط یک سرویس بهداشتی دارد » مو به تن سیخ رفتیم نشستیم دم در دستشویی و تکون نخوردیم . هر چی عیال می گفت : « چته ؟ باز چی شده ؟ چرا اونجا رفتی نشستی ؟ » زبونمون قفل کرده بود . تازه قدر دونستیم ، باور می کنید ؟ آنقدر نشستیم تا آخرش از حس اومدیم بیرون . ولی خودمونیم ، واقعاً تصورش سخته ها ! 15 تا واحد فقط یک دستشویی . این بد بختا صبح اول وقت چیکار می کنن ؟ فرض کنید هر واحد 3 نفر ساکن باشند ، 45 نفر اونم همزمان میخوان برن دستشویی . بدبخت نفر آخر . ما که فکر می کنیم در کره وضع اونایی که تو کار بهداشت و نظافت هستن سکه است .
بدون شرح ! شنیدید میگن دو تا بزرگ خانواده با هم دعوا می کنند و بعد از دعوا ساکت می شوند و به نوعی آتش بس بین آنها برقرار می شود . و در هنگام آتش بس بچه های این دو تازه می افتند به جان هم ؟ حال حکایت کریمی و دایی و مشاوران و دوستان این دو است . تازه به سلامتی شنیده بودیم که آتش این دو خوابیده و عادل فردوسی پور هم در نود مقدمات لازم را چیده بود که این دوستان و در اصطلاح مشاوران گرام دو طرف افتاده اند به مصاحبه و جواب یکدیگر را دادن . آقا جان ! 2 تا این گفت ، 2 تا هم اون . شما عوض اینکه فتیله را پائین آورید ، می کشید بالا ؟ خدا را صد هزار مرتبه شکر شما عزیزان وزیر امور خارجه یا زبانم لال دبیر کل سازمان ملل نشدید و الا معلوم نبود تا بحال چند بار زمین ترکیده بود ؟!
موضوع مطلب : اشک های ریزه ریزه / مستراح / فتیله / بزخری |
||