طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

مقدمه:

اول سلام و تبریک عید فطر و به امید قبولی طاعات و عبادات همه شما دوستان عزیز به درگاه حضرت دوست!

قابل عرض چیزی نیست جز اینکه شرایط زندگی خصوصا با حضور فرزند دلبند، چنان افکار لطیفم را غرق در چگونگی تهیه پوشک و شیرخشک و ... نمود که دیگر فرصتی و در راس آن حوصله ای برای نوشتن باقی نگذاشت.

بارها و بارها تصمیم به بازگشت و نوشتن دوباره داشتم اما انگیزه ای هم درکار نبود. این نداشتن انگیزه به دلیل این بود که کار در برخی روزنامه هایی که با آنها کار می کردم بدلیل عدم تعهد به مسائل مالی از سوی آنها عطای کار کردن را به لقایشان بخشیدم و تصمیم گرفتم دیگر برای هیچ روزنامه ای از راه دور مطلبی ارسال نکنم!


از طرفی فشارها چنان از چندین جهت بر این پیکر نحیف ما وارد آمد که عزم راسخ نمودیم بر "زدن بر طبل بی عاری" تا شاید از این رهگذر کمی از دنیایی که خیلی خوشی به حالمان می کند فاصله گرفته و آن را برای دگران هم بگذاریم که سعدی علیه الرحمه فرمود: "بنی آدم اعضای یکدیگرند و الخ"

چنانکه در اخبار و روایات آمده که بنده خدایی از یک بانک خصوصی، 8 میلیارد تومان ناقابل به عنوان وام مسکن و طی 30 یا 60 مرتبه درخواست وامی، دریافت نموده و از آنجا که حقیر برای دریافت فقط و فقط یک هزارم این پول از یکی از همین بانکها به عنوان وام مجبور شدم آبا و اجدادم را از قبر بیرون بیاورم و بعد از کلی خواهش تمنا و البته دویدن مثل .... بالاخره موفق به دریافت این وام شدم لذا.... تو خود بخوان از این مجمل، حدیث مفصل!

***

و اما در جدیدترین رویداد فوتبالی کشور، به قانونی رسیدیم که به بنده ثابت کرد که باید بیش از پیش به فوتبال کشورمان امیدوار باشیم.

همان قانونی که دست اندرکاران محترم فدراسیون فخیمه فوتبال بر ممنوعیت افراد 65 سال به بالا به عنوان مربی در فوتبال ایران، وضع نمودند!

در این باب بسیاری از صاحبنظران مغرض و کارشناسان نماها به درفشانی پرداختند و در مذمت این قانون داد سخن ها دادند اما گذر زمان مثل همیشه ثابت خواهد کرد که حق با مسئولین عزیز و دلسوز فوتبال ملی است که هیچ کس در دوراندیشی و برنامه ریزی به گرد پای آنان هم نمی رسد!!

آنچنان که این AFC از خدا بی خبر وقتی با کمک داور و در خاک عراقی ها نتوانستند حریف تیم امید ما شوند، با دبه کردن اینکه یکی از بازیکنان ما محروم بوده، امید اول قهرمانی در المپیک لندن را از راهیابی به مرحله بعد محروم نمودند و الا .... بگذریم که هرچه در وصف مظلومیت مسئولین فوتبالیمان بگوئیم کم گفته ایم!

بنابراین تصمیم گرفتیم تا اینبار از پشت فدراسیون مظلوممان درآمده و به دفاع از این قانون بپردازیم تا برخی خیال نکنند این فدراسیون بیچاره، هواخواهی ندارد. نه تنها هوادار که سینه چاکی چون خود ما دارد که حاضریم خودمان را برایش..... هیچی بیخیال!

از همین جا بگوییم که اگر این قانون دست ما بود قانون 65 ساله ها را 15 سال جلوتر می کشیدیم و می آوردیم به 50 سالگی!

برای این کارمان هم دلیل مستدل و علمی هم داشتیم...

کما اینکه بسیاری از شما این شعر وزین را شنیده اید که گفته اند:

سن که رسید به پنجا

فشار میاد به چند جا

اول به چشم و چارت و .....

خوب! حالا وقتی شما در این سن(50 سالگی) فشارهای مختلفی را تحمل می کنید، چگونه می خواهید به فوتبالیست جماعت آنهم فوتبالیست های حرفه ای ایران با رفتارهای فوق حرفه ای شان از تاکتیک و آموزش و نحوه پیاده سازی آن، داد سخن سر دهید؟

ضمن آنکه وقتی سیستم مدرنی که در فوتبال ما پیاده می شود از رده نونهالان تا امید و باشگاهی به عناوین مختلف و مهم بین المللی و جهانی دست یافته آنهم با مربیان بزرگی چون اکبر محمدی و علیرضا منصوریان و صمد مرفاوی و افشین پیروانی و حمید استیلی و خداداد عزیزی و ...چه کاری است برویم سراغ فسیلی مثل اصغر آقا شرفی؟ که چه بشود؟ مثلا زمانی که نامبرده در برق شیراز بود برق را قهرمان لیگ آسیا کرد؟  یا همین بلاژویچ به قول استاد خداداد عزیزی، سیاه باز!

طرف یک پایش لب گور است، چشمهایش را باز می کند، نفسش بند می آید آنوقت اگر در این مملکت ما بمیرد، میدانید چه بلبشویی به پا می شود؟ اصلا گنده همه اینها مرحوم مغفور ایویچ بود! او چه کرد که اینها بخواهند بکنند؟

یا مثلا همین فرگوسن! خداوکیلی هروقت نگاهش می کنید لنگه کفش در دهان، مشغول جویدن است. لااقل ناصرخان ابراهیمی ما کنار زمین دوتا ملق و پشتک می زند!!

شاید بعضی از شماها یادتان نیاید که زمانی ما منبع واردات پزشک عمومی بودیم از هند و بنگلادش و سریلانکا و ....!

الان خودمان انقدر داریم که رو دستمان مانده اند و این پدیده فرار مغزها پدید آمده! مانده ایم چه بکنیم و اوانی دیگر است که رو به صادرات دکتر بیاوریم!

اصلا وقتی قانون 27 ساله ها را در تیم ملی اجرا کردند بد شد؟

خوب مرحوم حجازی بازی نکرد که نکرد! عوضش صاحب عقاب شدیم آنهم از نوع عابدزاده! علی آقا پروین ملقب به زاغی بازی نکرد که نکرد! نامجو رو کردیم از نوع مطلق!

بنابراین بهتر است آن عوامل مزدوری که فدراسیون علی آقای کفاشیان همیشه خنده روی گوگوری مگوری را مورد انتقاد قرار می دهند، دست از عناد و لجاجت بردارند و دست همکاری بدهند!

بابا رئیس فدراسیون به این نازنینی که خنده از لبانش محو نمی شد را بلائی به سرش آوردید که دیگر بنده خدا، خنده بر لبانش ماسیده!

ما از اعماق تهمان آرزو می کنیم که تیم بزرگسالانمان در راستای تکمیل عناوین بین المللی در دوره این فدراسیون عزیز، ضمن صعود به جام جهانی و قهرمانی در آن، مشت محکمی در دهان این مغرضین نمک نشناس بزند! آمین...



موضوع مطلب :