طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

 

 

شرکت بودار  
 
یک خبر خواندیم انگشت به ... شدیم. شرکت وب ساکر را می شناسید؟ اگر نمیشناسید به عرض میرسانیم همان شرکتی است که جناب رضا رجبی آنالیزور محترم باشگاه استقلال به مدت 3 هفته و با خرج همین شرکت در برزیل کنگر خورد و لنگر انداخت و بازیکن به آبی ها معرفی کرد. حالا که چی؟

عرض می کنیم به خدمتتان. اصل خبر اینجاست که جناب رجبی به عنوان نماینده رسمی این شرکت در ایران معرفی شده اند و چنانچه تقاضای بازیکن برزیلی دارید، از طریق آقا رضا و نمایندگی ایشان اقدام بنمائید.

راستی آقا رضا! ما میخواهیم برویم برزیل برای روزنامه، خبرنگار برزیلی بیاوریم. میشود از طریق شرکت شما اقدام کنیم که ما هم مثل شما نزدیک یک ماه مفت و مجانی برویم حال و هول؟ قول میدهیم جای شما را به عنوان نماینده این شرکت نگیریم.

 نکته: بجای ... کلمه بدی نگذارید. مثلا بگذارید دهان چشم گوش و ...

داربی نمایشگاهی!

ما که نبودیم ولی خوش به حال چیا . سیامک و سایر بر و بچ روزنامه که در نمایشگاه مطبوعات بودند.

از قرار معلوم در نمایشگاه، هواداران قرمز و آبی در کنار غرفه های مورد علاقه خود ایستاده بودند و با سوراخ نمودن پارچه هایی به رنگ تیم رقیب از خجالت یکدیگر در می آمدند که به یکباره با الفاظ کاملا فرهنگی و آبکشیده شروع کرده اند به گفتمان انتقادی از یکدیگر. آنقدر این عزیزان لطیف و پاستوریزه با هم حرف زده اند و انتقاد کرده اند که کار به رفتن طرف یکدیگر و بغل کردن و ماچ مال کردن رسیده بوده که بزرگان حاضر در نمایشگاه فکر کرده اند میخواهند همدیگر را بزنند. استغفر اله. آخه بابا جان مگر ما نمی گوئیم بهترین تماشاگران دنیا را داریم؟ پس چرا به این عزیزان میدان نمی دهید؟ بنده های خدا در ورزشگاه هم تا شروع به گفتمان می کنند، این کمیته انضباطی نسیم جریمه و محرومیت را می بندد به شقیقه های این بنده های خدا. نمایشگاه هم که جایش نیست. پس این جوان چه کند؟ همین سختگیری ها و مانع تراشی های شماست که باعث سرخوردگی و سرکوب احساسات لطیف این عزیزان می شود. آمار طلاق بالا میرود، سن ازدواج بالا میرود، امپاطور از ایران میرود و .... و خیلی چیزها هم پائین می آید.


میراث امپراطور

اینکه می گویند ما شکر گذار نیستیم بیخود نیست. واقعا ما قدر نعمات و آفریده های خدا را نمی دانیم. نمونه اش همین افشین خان قطبی. بنده خدا تا وقتی بود قدرش را ندانستیم. اصلا هم سعی نکردیم یاد بگیریم از کلمات قصار و فوق العاده اش. همش نشستیم و گیر دادیم به این crazy و dog house و ...

ولی همین داگ هاوس جناب امپراطور باعث شد که این ابراهیم توره برای پرسپولیسی ها هم 2 گل بزند و هم یک پنالتی بگیرد. ولی حیف و صد حیف که امپراطور نبود تا نتیجه داگ هاوس دو هفته ای توره را ببیند.

به همین جهت به افشین پیروانی توصیه می کنیم نیکبخت و حقیقی را 2 هفته بفرستد داگ هاوس بلکه برای این دو عزیز دل هم فرجی حاصل شد.

افشین قطبی عزیز! تو رفتی ولی بدان داگ هاوس تو به عنوان یک سبک کاملا بین المللی در فوتبال ما ماندگار خواهد بود.  

 

 مظلومان ملی

خب که چی؟ مثلا میخواستید چه چیز را ثابت کنید؟ گزک و بهانه بدهید دست دایی که جواد و مسعود را کنف کند؟ یک شب این دو جوان رعنا خواستند در دوبی خوش باشند کوفتشان کردید؟ جانتان در می آمد حرف نمی زدید؟

حالا گیریم که این بنده های خدا حوالی عصر رسیدند دوبی. شب هم نرفتند اردوی تیم ملی و فردا حوالی ظهر رفتند.  آسمان زمین آمد؟ زمین پرید هوا رفت تو بغل آسمان که راپورت میدهید به سرمربی؟ آخه بابا شماها چرا درک ندارید؟ چرا نمی خواهید جوانان را بفهمید؟ این طفلی ها در اسپانیا در اوساسونا، دوبی  ندارند که تعطیلت مسابقات ملی اسپانیا بروند آنجا! حالا این بیچاره ها چند ساعتی دیر آمدند تیم ملی. چند ساعت خواستند که گشتی بزنند و حال و هوایی عوض کنند. باین اینگونه زهرشان کنید؟ بابا اسپانیا که مثل تینجا امکانات تفریحی و دوبی ندارد که.

همین آرش خودمان. حالش بد شده بود چند تا بازی زرت و زرت گل زد واسه استقلال. یک تک پا رفت دوبی و برگشت حالش خوب خوب شد. دوتا بازیست که از گل خبری نیست. این دوبی فقط واسه جواد و مسعود جرم بود؟

 



موضوع مطلب :