طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

هدایت شده ها ...

در راستای اینکه همگی تماشاگران استقلال در بازی با سایپا شعارهای هدایت شده سر می دادند و شبکه سوم هم هدایت شده صداها را به گوش بینندگان عزیز رساند و نیز جواد خیابانی هم هدایت شده توجه بینندگان را به شعارهای هدایت شده هدایت کرد و نیز علی منصوریان هم هدایت شده بوده بدینوسیله موارد دیگر هدایت شده ای که این روزها در استقلال اتفاق افتاده یا خواهد افتاد به اطلاع خوانندگان گرامی می رسد:

الف- گل نزنی های آرش برهانی هدایت شده می باشد بدلیل اینکه توپ های خیلی ساده را گل نمی کند.

ب- بخشودگی 3 بازیکنی که بعد از بازی با سپاهان به مکان های هدایت شده رفته بودند، کاملا هدایت شده بوده و حضور یکی از آنها بلافاصله بعد از بخشودگی در ترکیب ثابت برابر سایپا خیلی هدایت شده می باشد.

ج- با توجه به آنکه هیات مدیره فرصت 2 هفته ای به صمد آقا داده، آمدن نامجو مطلق یک جورایی هدایت شده است چرا که آقا مجید تا قبل از این حاضر نبود که دستیار هیچ کس بشود چه برسد به صمدآقا که خدای تاکتیک و مدیریت می باشد.

 د – بقیه موارد را مهندس واعظ به سمع و نظرتان خواهند رسانید.

 ایول ایول .... حاج مجید و ایول

حالا شما هر برداشتی می خواهید از این حرفهای ما بکنید ولی باور بفرمائید ما از همان روزی که این حاج مجید فرخزادی در زمان غمخوار آمد و شد مدیر روابط عمومی پرسپولیس علاقه عجیبی در وجود اعماقمان(همان اعماق وجود است گیر ندهید) نسبت به ایشان احساس می کردیم.

اصلا این حاج محید ته مصاحبه و اظهار فضل و از این چیزاست. در یکی از مصاحبه ها،  ایشان در مورد اعضای هیات مدیره اظهار بی اطلاعی می کند.

هر چه آن خبرنگار بیچاره می خواهد از ایشان چیزی به دست بیاورد ایشان می گوید نمی دانم... نمی دانم ... نمی دانم تا اینکه نمی دانم جای خبرنگار بیچاره پاره می شود. اما آخرین جمله ایشان در این مصاحبه خیلی تو چشم می زند آنجا که وقتی در مورد مدیر عاملی کاشانی از ایشان سوال می شود به ضرس قاطع می گوید: چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

البته شما اصلا فکر نکنید که حاج مجید ما اهل حاشیه و حاشیه درست کردن است و می خواهد تو کار کسی بگذارد نه اصلا! او با اینکه به ظاهر از پرسپولیس دور است اما همه جوره در حال خدمت به اعصاب هواداران می باشد.

اتفاقا خیلی هم با حاج حبیب رفیق است. آنقدر رفاقت و حسن نیت دارد که با حسین آبراموویچ هفته ای یکبار حداقل ملاقات می کند.

اما اینکه حاج مجید قصه ما در حال حاضر در فوتبال و ورزش ما سر پیاز است یا ته پیاز و اینگونه مصاحبه می کند به ما مربوط نیست!!

 وقتی که شاخ بر سر می روید!!

بنده خدا مجید نامجو مطلق! نیامده برایش شمشیر از رو بسته اند. اگر می دانست دستیار صمد شدن این همه مکافات دارد عمرا می آمد. یکی از ارادتمندان به آقا محید همین رضا رجبی خودمان هست. چنان پته ای از نامجو مطلق بر آب ریخته که بیا ببین! القصه مثل اینکه در سالیان دور آقا مجید استقلال را به یک موتور گازی می فروشد ولی خب بوده اند دوستانی که از سر بیکاری داشتند سر از پرسپولیس در می آوردند. حالا اینها که چیزی نیست... بعضی های دیگر بودند که یک ماه رفتند برزیل خوردند و اتراق کردند و کنگر خوردند و لنگر انداختند تا یک بازیکن فوق ستاره بیاورند استقلال. این فابیو پایین بالا را یادتان هست؟ یک ماه آمد و خورد و رفت و همه اش هم مصدوم بود؟ یک شب هم سر از برنامه آقا جهانگیر کوثری خودمان درآورد به عنوان بازیکنی که لنگه اش به ایران نیامده؟

اگر می خواهید این بعضی ها را بشناسید یه سری به آقا رضا رجبی بزنید ایشان این بعضی ها را می شناسد!  

 



موضوع مطلب :

آقای شماره 10 و لگد به خان دایی گربه

هرچقدر هم بخواهی سر به سر فوتبالیست جماعت نگذاری نمی شود که نمی شود. اصلا خودشان به دست خودشان سوژه می دهند دست ما... نمونه اش هم همین میثم بائو!

بنده خدا بعد از این همه بازی کردن برای پرسپولیس و کری های اول فصل برای شماره 10 و ادعای جانشینی نیکبخت، خدا رحم کرد به دل این بنده خدا و سوشا مکانی یه سوتی داد و آقای شماره 10 گل زدند... روز بعد از بازی در ضمن مصاحبه قرائی فرمودند که:"کاشانی کار خوبی کرد که با حوار برخورد کرد."

حالا خوب شد این حوار مادر مرده یه خبطی کرد تا بعضی ها از سکو نشینی و نیمکت نشینی تشریف بیاورند درون زمین و با همکاری ابر و باد و مه و خورشید و فلک و سوشا مکانی یک عدد گل بزنند و بعدش هم کری بخوانند برای حوار...

بنده خدا بازی های اول فصل تا حالش را نگاه نکرده. باور کنید اگر کسی در فوتبال ایران نبوده باشد و تازه بیاید و بازی های آقای شماره 10 را ببیند خیال می کند که به خان دایی گربه هم لگد نزده چه برسد به اینکه فوتبالیست باشد ... باز صد رحمت به نیکبخت اگر حاشیه هم داشت تا حالا 5 تا گل حداقل زده بود!!

 

گام و صدای مسیحایی حاجی فتح اله

این حاجی فتح اله زاده که الان دیگر باید دکتر صدایش کنیم با اینکه از استقلال و مطبوعات قهر کرده(شما بخوانید کسی تحویلش نمی گیرد) اما وقتی هم به حرف می آید چنان در فشانی می کند که مرحوم شکسپیر در بیان احساس کم می آورد.

حاجی در پی عیادت ناصرخان حجازی گفته است:"صدای مرا که شنید بیدار شد" الهی که من قربان آن صدای دلنوازت حاجی! اصلا همین احساس و محبت و رمانتیک بودن تو بود که هر بار آمدی تو استقلال این ناصرخان را هم آوردی ور دلت و سوار موج احساس و عواطف هواداران شدی و بزن که رفتیم البته هر بار هم ناصرخان را وسط راه پیاده کردی...  ما اگر جای حجازی بودیم با صدای دلنواز تو که هیچ، اصلا با صدای گامهایت بعد از مردنمان زنده می شدیم. قربان آن گام و صدای مسیحایی ات حاجی! ولی ما پیشنهاد می کنیم حالا که ناصرخان با صدای حاجی فتخ اله از خواب نار بلند شده، این بیمارانی که مدتها در کما هستند یا بعد از عمل دیر به هوش می آیند را در صورت لزوم به نزد حاجی ببریم تا با صدای مخملینش آنان را به هوش آورد.

 

ما و فوتبال بین المللی

چه خبره آقا؟ چی شده؟ چرا انقدر زنجه موره می کنید؟ باختیم که باختیم؟! فدای یه تار موی لخت جناب امپراطور که باختیم!! اصلا مگر آیه آمده که تمام بازی های ملی مان را ببریم؟ به قطر هم باختیم فدای سرتان؟ مگر فقط قطبی باخته؟ همین حاجی مایلی هم باخته ... تازه آن موقع با باخت به قطر یه دور قموری زدیم تا رفتیم جام جهانی ولی این بازی با قطری ها، بردش هم ارزش نداشت چه برسد به باختش! ما که این همه به تیم ها باخته ایم این قطری های مادر مرده هم دل دارند و ناسلامتی میزبان... روا نیست نمک بخوریم و نمکدان را بشکنیم!!

مالی هم مالی نبود که جلوی ما نطق بکشد ولی خوب چه کنیم که اسرار بین المللی جناب امپراطور را نمی شود فاش کرد که به قول حضرت شاعر:

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست .....

حالا انشاءاله تا جام ملتها و حذف از مرحله گروهی آن خیلی مانده از الان خاله خانباجی بازی در نیاورید لطفا بزارید جناب امپراطور فوتبال بین المللی شان را به همگان نشان بدهند.

 

 



موضوع مطلب :

بار دیگر محرم ...

بار دیگر عزا در رسای عاشقترین بنده نسبت به خدا ... عزای حسین وافی به عهد...

بوی محرم می رسد و خوشا به حال آنان که در این ایام توشه ای برگیرند...

می گویند ریا از گناهان کبیره است خواه ریا در عبادت باشد یا ... اما عزاداری اباعبداله اگر ریا هم باشد نه تنها گناه نیست که ثواب هم هست. 

..........................

هیچ وقت آرزو نکردم که کربلا باشم و در کنار اباعبداله... چرا که عقیده دارم؛ از کجا معلوم که من نیز در آن زمان جزو یزیدیان و کوفیان سست عنصر نبودم؟!

..........................

خدابیامرز حاج آقا دولابی می فرمود:

"همه ائمه مثال کشتی هستن که انسان ها رو به ساحل نجات و رستگاری هدایت می کنن اما وقتی کشتی اباعبداله از راه می رسه بقیه راه رو باز می کنن تا اباعبداله از بقیه جلو بیفته!" 

.........................

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش را

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازه ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد

من ز آه آتشینش پای تا سر در گفتم

سرشکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما

حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم

ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده

گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم

ناگه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان

سر به راه دوست دادم زندگی از سر گرفتم

اکبرم کشتند و عون و جعفر و عباس و قاسم

تا خودم از تشنگی آب از دم خنجر گرفتم

گفت"ساعی" زین مصیبت از در دربار جانان

خط آزادی برای اکبر و اصغر گرفتم

به احترام ایام عزاداری حضرت اباعبداله علیه السلام، این وبلاگ تا بعد از عاشورای حسینی به روز نمی شود.



موضوع مطلب :