طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

افشین قطبی معروف به افشین امپراتور، صبح دیروز، کله سحر با ارسال نامه‌ای به هواداران پرسپولیس، رفت که رفت. با توجه به اتفاق روی داده، این ستون بی‌ستون سه اپیزود را بعد از رفتن قطبی به خوانندگان (البته اگر خواننده‌ای باشد) عرضه می‌کند

قطبی خوشحال از رفتن!
افشین قطبی از رفتن خوشحال است. چرا؟ خب معلوم است چرا. شما دوست دارید از همسر مهربانتان با احساسات ناب شرقی و قلم موی جادویی و سحرآمیزش که تصویر و چهره می‌کشید دور باشید؟ این استعفا و رفتن باعث می‌شود که به قول خواجه حافظ دیگر هر دو هفته یا ماهی یک بار دیدار میسر نشود و بوس و کنار هم بلکه دیگر دم به دقیقه دیدار میسر است و ....!

قطبی ناراحت از رفتن!
افشین همین الان که در دوبی کنار یوروم بانو جلوس فرموده احتمالا غرق در افکارش است. افشین با خود می‌گوید:«من تهران بودم الان توی اکباتان. داشتم بازیکنان رو تمرین می‌دادم. بهشون می‌گفتم:برید تو زمین. دل شیر داشته باشید و عین شیر بچپونید تو گل. هودارا منو تشویق می‌کردن. تیم گند می‌زد چه جور ولی هیچ‌کس به من نمی‌گفت بالای چشمت ابرو. همه گیر می‌دادن به داریوش مصطفوی. ولی الان، من اینجا، یوروم اینجا، تیمم اونجا... قلبم خنجر جدایی خورده ولی... از اعماق ته‌ام نه نه از ته اعماقم دارم احساس گر گرفتگی می‌کنم. اصلا من می‌خوام برگردم.» در این حال افشین موبایلش را برمی‌دارد و شماره داریوش‌خان را می‌گیرد که صدایی کلفت و نخراشیده می‌گوید: بله افشین می‌گوید: سلام داریوش- داریوش کیه؟ من علی دوست امیرخان هستم، داریوش خان هم گروگان گرفتم تا تو دوباره برنگردی سرمربی قرمزها نشی، گند زدن بدون تو لطفی نداره.

قطبی پشیمان از رفتن!
در این حالت افشین قطبی سر بر شانه یوروم درحالی‌که شعر شانه‌هایت را برای گریه‌ کردن دوست دارم را زمزمه می‌کند و مرواریدهای اشک از صدف چشمانش غلطان غلطان بر زمین می‌ریزد، دلش کلی تنگیده وقتی به این فکر می‌کند که اگر تیمش قهرمان می‌شد چه حالی می‌گرفت از علیرضا زلفی(مرزبان) و رفیق جون جونی‌اش و حسون و... آخ که دل افشین قل‌قل می‌جوشد وقتی به این فکر می‌کند چرا دو هفته بیشتر نمانده و بامبول 30درصد باقیمانده قراردادش را نگرفت که یکباره 800 میلیون را بزند به جیب و بعد هم بزند به چاک؟ افشین پشیمان است و در این حال که شعر شانه هایت به پایان رسیده مشغول زمزمه این شعر برای پرسپولیس است:

دیگه نیستی اونی که واسش میمردم یه روزی

                                                               پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی





موضوع مطلب :

سلام! در وبلاگ یک بنده خدایی یک نامه دیدم وقتی خوندم کلی احساس حسادت

کردم نسبت به نویسنده. کاش ما هم احساسمان مثل این پسر عاشق ٩ ساله

ناب و خالص بود. کاش ....



موضوع مطلب :

ماهی و ماهیگیر و تور ماهیگیر

سید محمد علوی بعد از اینکه خرش از پل گذشت، زد در گوش مصاحبه که: حکایت عدم نتیجه گیری پرسپولیس مثل ماهیگیری است که رفت از دریا ماهی بگیره ولی تورش سوراخ بود.

سید جان! قربون اون هیکل کافه ایت برم من، حالا گیریم که تور سوراخ بود. تو باید بگی سوراخ کجا بود و چی بود؟ اصلا مگه هرچی و هرجا سوراخه باید بگه؟ اصلا اینو بگو بینم اگر منظورت از ماهیگیر پرسپولیس باشه، منظورت از تور کیه یا چیه؟

عزیز دل برادر!

تو سه چهار ماه مهمون قرمزا بودی، کار بدی کردن هی رفتی سر تمرین و آخر ماه حقوقت رو پرداخت کردن؟ تازه فکرش رو بکن اگر بازی می کردی و مصدوم  میشدی چی میشد؟ بابا یه ذره از دور و بری هات یاد بگیر سید جان! ببین محمد نصرتی سال قبل چه قشنگ تمرینای قطبی رو لایی میکشید؟ ما که والله آرزو داریم فقط بیایم روزنامه و لم بدیم و چایی بخوریم و جک بگیم و بریم خونه و آخر سر حقوق بگیریم. تو خدا واست ساخته بود ناشکری کردی. حالا برو همدان از سرما بلرز.

 

مدیریت مدرنیزه

نمی دانیم. واقعا نمی دانیم چرا ما انقدر ناشکر و ناسپاسیم. چرا قدر داشته هایمان را نمیدانیم. چرا اینهمه طنز مینویسیم و میگذاریم در کار مدیران عزیزمان؟

مگر بقول رئیس جمهور محترم ما عرضه 200 کیلو وزنه زدن داریم که انتقاد میکنیم؟ این مدیران و مسئولین ورزشی ما چقدر از خود گذشته هستند و فقط و فقط بخاطر شادی دل من و شما حاضرند هزار هزار تا حرف بشنوند ولی خدمت کنند.

از مهندس علی آبادی که مهندس یاخت و ساز است بگیر بیا تا علی کفاشیان گلمان که یک دونده بوده و الان شده رئیس فوتبالیستها. برو جلوتر تا برسی به مهندس آشتیانی که هم رئیس دوچرخه سواران است و هم مدیر عامل استقلال. بازم برو جلوتر برس به هوشنگ مقدس که هم تاجر است و هم روی نیمکت تیم ملی جوانان بجای مربی جلوس میفرماید. برس به سعید آذری که وزنه بردار بوده و الان مدیر عامل ذوب آهن شده و قرار است بشود ئیس فدراسیون وزنه برداری.

خدا وکیلی مدیران به این کاردرستی کجا می یابید غیر از اینجا؟ آن اروپائی های چلغوز فقط بلدند در یک زمینه کار کنند ولی اینجا مدیران ما در هر زمینه ای کار میکنند. مدیریت مدرنیزه که می گویند یعنی همین.

 

بازوبند مزدور

رسول خطیبی: دیگر بازوبند نمیبندم چون احساس پیری می کنم.

رسول جان! ما باید از تو حلالیت بطلبیم. ما همش فکر میکردیم این بازی های ضعیف تو بخاطر این است که تو بدرد تیم ملی نمی خوری اما این مصاحبه تو بدجوری مارا شرمنده کرد.

پس بگو تو چرا این فرصت های گلزنی را در تیم ملی از دست دادی. آثرات همان بازوبند لعنتی است که در امارات بر بازو میبستی که باعث میشد تو در حالت خلسه فانتزی فرو بروی و فکر کنی پیر و از کار افتاده شده ای.

حق با توست رسول جان. مگر تو چند سال سن داری؟ تاز شدی همسن پسرت. کاش همه فوتبالیست ها مثل تو باهوش بودند رسول. خب عیبی نداره درکشان نمی رسد که این بازوبند چه اثرات منفی دارد و چقدر در کیفیت کار بازیکن اثر می گذارد.

مثلا همین کاکا که گفته دوست دارم روزی کاپیتان برزیل باشم.

معلوم است مخش پاره سنگ برمی دارد. .... هِی ... رسول کاش همه مثل تو وارسته بودند.... کاش ...  

اول خودت دوم کسی

حسین کعبی شاکی شده که چرا کمیته انضباطی سایپا بدلیل مصاحبه علیه لیت بارسکی جریمه اش کرده در صورتیکه حسین بینوا اصلا در مورد لیتی حرف نزده بوده.

ببین حسین جان!

علت اینکه تو را جریمه کردند این بوده که سابقه تو همچی بگی نگی بوداره. آخه تو در هر تیمی که رفتی و بازی کردی و سال بعد که رفتی یک باشگاه دیگه کل مجموعه و مربی تا فیها خالدون آنها را به صلابه کشیدی مثل همین الان که واسه قطبی ابوعطا میخونی.

حالا یکی این وسط پیدا شده زرنگ تر از خودت. علاج واقعه قبل از کرده که اگر احیانا سال آینده رفتی یک باشگاه دیگه و یک مثنوی هم برای سایپائی ها سرودی، دلشان نسوزد. پس بیخودی بالا پائین نپر بابا جان.

راستی حسین! تو خبر نداری کدوم بازیکن تیم ملی بوده زنگ زده پشت سر نیکی سوسه اومده؟

 

 



موضوع مطلب :

شرایط لازم

مهندس علی آبادی رئیس محترم سازمان تربیت بدنی در نامه ای به آقای مهندس مصطفوی از ایشان خواست تا با توجه به ید طولا و سابقه درخشان ایشان در شناخت تخصص های لازم برای هر حرفه مدارک و تخصصهای لازم در جهت تصدی پست مدیر عاملی را اعلام نمایند. آقای مهندس مصطفوی در نامه ای ضمن تشکر از حسن اعتماد پدر ورزش ایران علاوه بر ذکر تخصصهای مورد نیاز برای مدیرعامل، تخصصهای لازم برای سایر حرف و مشاغل را به شرح زیر برشمردند:

تخصص لازم جهت تماشاگربودن: فوق دکترای حرفه ای در زمینه فیزیک جهت درک مفهومی و عمیق قانون سوم نیوتون در مواجهه با داوران نامرد
2 تخصص لازم جهت سرمربیگری: حفظ کردن سفرنامه مارکوپولو و تمرین عملی در زمینه شبیه سازی آن در دنیای معاصربا انجام سفرهای پیش از فصل و میان فصل. تخصص جانبی در این زمینه عبارت است از: جانورشناسی جهت داشتن خانه سگ، قدرت مقایسه خبرنگاران با جانوران، تشبیه دل بازیکنان به شیر و ببر و خرس و پلنگ، و آموزش زمان باقی ماندن اطلاعات در ذهن ماهی به بازیکنان.
3- تخصص لازم جهت مهاجم بودن: این تخصص بسته به ملیت مهاجمان متفاوت است. مهاجمان سنگالی: قلب رئوف و دیدن مامان و بادابادا مبارک بادا. مهاجمان برزیلی: زدن حداقل 19 گل در لیگ برزیل، مهاجمان ایرانی: لازم نیست تخصص داشته باشند همین قدر که خیرخواه تیم باشند و نوروز را به یاد آدم آورند کافی است.

 تخصص لازم جهت تصدی مدیرعاملی: داشتن روحیه جنگنگی و شم گلزنی، داشتن مدرک A مربیگری از فیفا (یا حداقل فیلا)، تشویق تیم خودی و عدم فحاشی به داوران، بازی در لیگ دسته چهارم و حداقل یک بار لگد زدن به برخی اعضا و جوارح گربه."

اشد مجازات برای نیکبخت

علیرضا نیکبخت واحدی بدلیل عدم حضور در تیم ملی برای بازی با قطر که به کمیته انضباطی رفته بود ، از مردم، دایی، تاج و مهندس علی آبادی عذخواهی کرد.

البته واضح و مبرهن است که عذخواهی فی نفسه چیز بدی نیست بلکه نشانه فروتنی و تواضع  بودن فرد است که نیکی با اینکارش نشان داد کلی درجه خاضعیتش بالاست. هرچند عذرخواهی های پی در پی نیکی باعث شد شریفی از دعوتش به کمینه انضباطی به پدر و آبا و اجدادش فاتحح بفرستد ولی شما در عذرخواهی های نیکی نام کفاشیان را دیدید؟ چرا نام مهندس علی آبادی هست ولی نام همین آقای شریفی نیست؟ اصلا چرا اسم من و پژمان راهبر و علی عالی و سایر بر و بچ دنیای فوتبال نیست؟ اصلا از همه مهمتر چرا اسم جواد خیابانی نیست؟

بدلیل قصور نیکی در عذرخواهی از افراد یاد شده و یاد نشده خصوصا عمه جان بیژن ابهری، از قاضی شریفی عزیز، تقاضای اشد مجازات را خواهانیم.

 

عادل کبریت کش

شما هرچه دل تنگتان میخواهد بگوئید ولی این عادل فردوسی پور و برنامه اش خیلی خوششان می آید یک سوژه گیر بیاورند خصوصا اگر این سوژه یک دعوای دوطرفه از دلش دربیاید.

باور کنید این عادل همچی یک جرقه میزند و به محض اینکه سر و صدای یکی از طرفیت دعوا بلند شد بطور کاملا مارموزی(بله عزیزانم مارموز) خودش را کنار میکشد و لبهای غنچه ای اش را باز میکند تا بناگوش و دندانهای ردیفش را نشان میدهد که .... . بجای این جای خالی هرچه دلتان میخواهد بگذارید ولی باور  کنید جواد خیابانی هرچقدر به قول مولانا سعی میکند بین دو نفر وصل برقرار کند این عادل خوشش می آید فصل در جریان باشد. هفته قبل آمار افتضاح دوکارمو را ریخت روی دایره و بنده خدا اخراج هم شد باز اینهفته هم گیر داد به این برزیلی بیچاره. ما اصلا نمی دانیم هیچ تیم دیگری در ایران بازیکن خارجی نیاورده که بقول خداداد آنقدر گند بزند که زمین چمن آزادی به کود دهی برای یکسال نیاز نداشته باشد؟

باتوجه به آتش درست کردن عادل، این ستون از این به بعد به او لقب کبریت کش می دهد. هر کس که موافق است دست ها را ببرد بالا .... آ ماشالله بیا وسط .... د...سسس... تتتت .... آقا جمع کن پژمان اومد اوضاع خیطه.

 

 



موضوع مطلب :

نفس کش

این علیرضا مرزبان هم خیلی بانمک است به مثابه تیپش. نامبرده بس که از نظر کاری دور و برش مثل موهای روی سرش شلوغ است، وقت نمی کند جواب قطبی را بدهد.  تا اینکه در مصاحبه با یکی از خبرگزاری ها، افشین را تهدید به شکایت به فیفا کرده و البته در پایان از قطبی خواهش کرده که مدارک فوتبالش را با مدارک وی در تلویزیون به نمایش بگذارد.

جناب مرزبان ما کلی به شما ارادت خاصانه و خاشعانه داریم. به جان همان دسته دوم بوندس لیگایی که در آن مربیگری کردی. اصلا شما بهترین مربی جهانی و بالاترین مدرک را داری ولی به جان علیرضا، ما اگر جای شما بودیم خودمان را حلق آویز میکردیم. یعنی چی که یک مربی باکلاس و موقر و پر از هیبت و البته بادانشی مثل تو بیکار باشد و هیچ تیمی در ایران او را حتی به عنوان دستیار هم نخواهد اما این قطبی و امثالهم با عوامفریبی تیم پیدا می کنند؟! تو راست می گویی علی جان! اصلا همین آرژانتینی ها هم نفهم هستن که مارادونای کوکائینی را سرمربی کشورشان کردند. تو به این خوبی. اصلا چرا راه دور؟ مگر تو در آلمان نبودی؟ خاک بر سر آن قیصر. مرده شورش را ببرند که آن یواخیم لولو را سرمربی کرد و تو اینجا باید برای این امپراطور قلابکی رجز بخوانی. مردک، لولو را سرمربی تیم ملی آلمان کرده. حیف تو نبود علیرضا؟ حروم شدی رفت پی کارش.

 

میهمان نوازی و ماله کشی

علی کفاشیان در پاسخ سوالی مبنی بر نشستن هوشنگ مقدس بر روی نیمکت تیم ملی جوانان گفته:" در عربستان مشکلی برای گرفتن ID کارت وجود نداشت. همه کسانی که در کنار تیم بودند برای موفقیت تلاش کردند. اصلا فرقی ندارد چه کسی بر روی نیمکت بنشیند."

خب راست هم می گوید علی آقای گل ما. اصلا عربستانی ها انقدر میهمان نوازند که برای همین تیم جوانان ویزا نمی دادند. میگفتند:"ما آنقدر میهمان نوازیم که شما را بدون ویزا قبول میکنیم." اما همین جناب کفاشیان مگر حاضر است ذره ای از قانون عدول کند؟

در مورد اینکه چه کسی هم روی نیمکت بنشیند باز هم حق با علی آقاست. اصلا چه معنی دارد؟ اصلا فرقی ندارد چه کسی رو نیمکت بنشیند. ما خیلی داریم قضیه را شور میکنیم و الا در همین میلان، اهی کارلتو میرود در جایگاه مخصوص و برلوسکونی و گالیانی تیم را هدایت می کنند و روی نیمکت می نشینند. یا همین سرالکس و مالکوم گلیزر. ما ایرانی ها جنبه نداریم چه بسا الان جناب کفاشیان اگر در خارج بود، ریاست فیفا را عهده دار بود البته با اجازه مهندس علی آبادی و کیومرث خان هاشمی و با مشورت این عزیزان.

 

تشویق کنید، لطفا!

عقاب بازنشسته آسیا در مصاحبه ای گفته: اگر تماشاگران توهین نکنن ما قهرمان میشویم.

بله هواداران محترم تیم پرسپولیس. اگر شما میخواهید تیمتان قهرمان بشود، زبان به دهان بگیرید و هیچ نگوئید. عین دیوار. مثلا اگر دوکارمو(علیه الرحمه) دروازه 7 متری را در پروژکتورهای ورزشگاه دید و توپ را فرستاد لای باقالی ها، شروع کنید به این شعار: ریکی ما گل میزنه        سرور هرچی گلزنه

یا وقتی فریدون فضلی با سنی برابر ننه بزرگ ما بین 3-4 مدافع پرسپولیس 2 بار توپ را چپاند توی گل فوری عین نقل و نبات در فشانی نکنید. بلکه بگوئید: سپهر سیم خاردار  و یا باقری های مالدینی و یا محمدپانوچی و ....

باور کنید قهرمانیدو فقط کمی خوشبین باشید و زود روحیه خود را از دست ندهید.

 

 



موضوع مطلب :

جذبه تلفنی

ما خودمان هر روز از جیب مبارکمان پول بیرون می آوریم و روزنامه خودمان را میخریم و میخوانیم. از آنجا که روزنامه وزین دنیای فوتبال از تهران به شهر ما می آید و چند باری هم نیامد البته، یکبار ما زنگ زدیم به یکی از روسایمان و عرضیدیم(عرض کردیم): آقا روزنامه نیامده اینجا! جای شما خالی چنان از پشت تلفن جذبه کلامی نشان داد که باور بفرمائید از همان وسط خیابان برگشتیم منزل و طهارت گرفتیم و لباسهایمان را عوض کردیم. امروز که مجددا روزنامه نیامد بجای تلفن Sms زدیم اینگونه: با سلام، امروز هم روزنامه نیامد اینجا. با ترس و لرز فراوان ... . خدا پدر و مادر مخترع Sms را بیامرزد. از یک طهارت گرفتن و تعویض مجدد یک دست لباس نجات یافتیم.

 

تسلیت

در خبرها آمده بود که دوکارمو و مارکو، بنا به تصمیم باشگاه پرسپولیس از این تیم اخراج شده اند ولی دیروز دوکارمو سُر و مُر و گنده  رفته سر تمرین و تمرین جانانه ای هم بجا آورده. باور کنید ما بازیکن به این تواضع و فروتنی ندیده بودیم به عمرمان. این کار یعنی ارائه فهم و ادب اژدها کوچولوی قطبی به منتقدین بیرحم.البته به عرض خوانندگان عزیز میرسانیم که بنا به گفته امپراطور:نامبرده اخراج نشده، بلکه خودش تصمیم گرفته دیگر در تیم نباشد. ملاحظه می فرمائید؟ اخراج نبوده کناره گیری خود دوکارمو بوده مثل مارکو. نه که باشگاه در حق مارکو جفا کرده و اینهمه زحمات ینده خدا را در قبال پرداخت حق و حقوق رعایت نکرده، دوکارمو هم بس که برای پرسپولیسی ها بازی های قشنگ و گلهای زیبای برزیلی زد و باشگاه حتی یک پاپاسی هم به نامبرده نداد، این اژده ها کوچولو هم تصمیم به جدایی گرفته. ما این ضایعه اسفناک را به تماشاگران پرسپولیس و کلا فوتبال ایران بابت از دست دادن این دو گوهر گرانبها تسلیت عرض مینمائیم.

 

امیدوار باش

لیست تیم ملی برای بازی با قطر اعلام شد و در حالیکه همه منتظر حضور آرش برهانی در این لیست بودیم متاسفانه نامی از آرش دیده نشد. گفته میشود آرش همچنان از سوی چشمان تیز بین مربیان تیم ملی زیر ذره بین قرار دارد.

بله آرش جان! تو زیر ذره بین هستی. اصلا هم امیدت را از دست نده. گل به چه درد میخوره؟ اگر بتوانی یک اقدامی بکنی و نام خودت را در شناسنامه را برداری و به جایش نام های پیشنهادی ما را جایگزین کنی شاید گره از مشکلت باز شود. 1- رسول خطیبی 2- فریدون زندی 3- مجید غلام نژاد

تبصره: چنانچه بتوانی ترکی هم حرف بزنی و یا لهجه ترکی داشته باشی بد نیست. امیدواری یادت نرود.

 

ما و فیروز

بعد از اینکه برنامه ورزش و مردم این هفته را دیدیم که در آن فیروز کریمی گفت:" در این مملکت یک روز می گویند امپراطور و روز دیگر می گوید ای کی یو سان" چنان خوشحال شدیم و مشغول شلنگ تخته انداختن شدیم که نگو و نپرس. تا بحال فکر می کردیم این فقط ما هستیم که با این سن و سال می نشینیم پای برنامه های تلویزیون و برنامه عمو پورنگ و .... تماشا میکنیم و با دیدن تام و جری و پلنگ صورتی گل از گلمان می شکفد. اما با این گفته فیروز خان پی بردیم که که نامبرده هم در این سن و سال از برنامه های کودک غافل نیست. باز جای شکرش باقی بود عمو فیروز بجای ای کی یوسان از "کیت و براس" ، "برونکا" یا "ملوان زبل" نام نبرد. راستی فیروز خان! این دوقلوهای افسانه ای آخرش چی شد؟

 



موضوع مطلب :

آدم سه کاره

رئیس با نمک فدراسیون فوتبال در مورد نشستن یکی از دلالان و البته تاجران بر روی نیمکت تیم جوانان در عربستان فرموده : « هر شخصی که در حین مسابقه روی نیمکت نشسته ، قطعاً برای او وظیفه ای تعریف شده است» . بله عزیزان دل ! اصولاً کنار گذاردن مربی دروازه بان و دستیار مربی و شوت کردن ایشان روی سکوهای ورزشگاه و حضور عوامل کت و شلواریریشه در یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده و حرفه ای دارد . اصلاً مگه مربی دروازه بان هنگام بازی به چه درد می خورد ؟ مگر او می تواند دروازه بانی کند ؟ ولی یک آدم کت شلواری اتو کشیده چندین حسن دارد . اولاً کلاس نیمکت را از نظر جنتلمنی بالا می برد . ثانیاً اگر باز هم توسط فیفا تعلیق شدیم یه بنده خدایی هست که حسابش کار کند و پولها از طریق حساب او به فدراسیون بیاید  و سودی هم از معطل ماندن پولها ببرد . ثالثاً این گونه افراد که دستی هم بر نقل و انتقالات دارند اگر روی نیمکت باشند بازیکنان با دیدن آنها بهتر بازی می کنند تا ترانسفر شوند . به این گونه افراد می گویند آدم سه کاره .

 

نخواستن کشکی

ایمان مبعلی گفته : « دایی خیلی راحت بگوید من را نمی خواهد » ببین ایمان جان ! آدم برای گفتن بعضی از کلمات برخی معذوریتها دارد . حالا این معذوریت هر چیزی ممکن است باشد . ولی اگر سرمربی محترم تیم ملی قرار باشد به تمام آنهایی که فوتبال بازی می کنند رسماً اعلام کند که او را نمی خواهد بنده خدا از هست و نیست ساقط می شود . پس این همه کار زمین مانده را چه کسی انجام دهد؟یک عروسی میخواهد سر بگیرد تا عروس خانم بعله بگوید. از یک هفته پیش کلی بساط و مقدمه و عاقد می آورند . زبانمان لال برای طلاق حضور 2 شاهد عاقل و بالغ الزامی می باشد . تازه قبل از آن چند ماه باید در دادگاه دوندگی کرد ، حالا شما اومدی میفرمایی،بگو نمی خوامت ؟ مگه وقت سر مربی محترم تیم ملی کشکه ؟

 

داگ هاوس و آب خنک

ما کلی به جناب قاضی شریفی ارادت داریم . از قرار معلوم . هر چه قدر علی کفاشیان در حرف خنده روست قاضی ستون ما در عمل خنده روست. گیر جدید جناب قاضی اینبار به قطبی گرفته و در اولین حضور قطبی در کمیته انضباطی از افشین پرسیده: چرا درباره ابراهیم توره از لفظ داگ هاوس استفاده کردی؟

باور کنید قیافه قطبی زمانیکه مقابل شریفی نشسته بود و سوالات او را می شنید آنقدر جالب بود که انگار از یک بچه کلاس اول ابتدایی سری فوریه در ریاضیات مهندسی را بپرسی. جالبتر از همه استناد قاضی به صحبت های آیت اللهی است نه ناظر بازی و فدراسیون. خیلی قانون مندیم نه؟

تازه کجایش را دیده اید؟ شانس آوردیم که ایشان قاضی مطبوعات نیست و الا الان ما و کلی از این ستون نویس ها در داگ هاوس جناب شریفی نه ببخشید در حال نوشیدن آب خنک با سری تراشیده بودیم.

 

 

ویکی چقده تو ماهی

از وقتی عادل فردوسی پور تا فیها خالدون و آبا و اجداد دیکارمو را از سای ویکی پدیا روی سینی ریخت ما هم تصمیم گرفتیم از این ستون و خودمان و سایر اذناب، مطلب در این سایت بگذاریم.

الان اگر شما فقط کلمه ستون 4 را در این سایت search کنید به مطالب ذیل خواهید رسید:

"نویسنده ستون 4 یکی از بهترین و ستونش مظلوم ترین ستون تاریخ روزنامه نگاری است که کوچکترین تبلیغ، حجم مطالب بالا، کمبود جا و ... باعث فرستاده شدن نویسنده و  خود ستون لای باقالی ها میشود.

این نویسنده یک قلم بدست مزدور علیه جواد از نوع خیابانی اش بوده و جواد در حال یافتن او و امثال اوست تا با نشستن بر روی آنها، خودشان و افکارشان را صاف کند."

وای ویکی .... تو چقدر ماهی.... هکت نکنن الهیییییی

 



موضوع مطلب :

مارکوئیسم

این ایسم، میسم که میگوئیم خیال نکنید ما سیاسی هستیم ها! خیر. حکایت ما حکایت آن بنده خدایی است که رفت آمپول بزند و تزریقاتی سوال کرد: چپ بزنم یا راست؟ که جواب داد: جان هرکس دوست داری دیگه اینجای ما رو سیاسی نکن بزن وسط بره پی کارش.

ام اصل قضیه اینه که ای مارکو(دستیار قطبی) که هروقت زمان پول گرفتن به سرش میزنه، ترک تمرین و شهر و کشور میکنه و میزنه به چاک، ناخواسته یک مکتب را بنیانگذاری میکند. ما هم تصمیم گرفتیم به تبعیت از مارکو تا زمانیکه روزنامه پول به ما ندهد ما هم از شهر و کلا از دسترس خارج بشویم تا پولمان را بدهند. اینطوری مکتب مارکو را میتوان مارکوئیسم نامید.

 

 

حرف گوش کن

تیم ملی جوانان باخت و حذف شد تا از امروز در مذمت نناد نیکولیچ مادر مرده بنویسند. از جمله انتقادات صورت گرفته به نناد، حرف گوشکنی او از همه بوده است. ظاهرا پروفسور چراغپور به این نتیجه رسیده که که جناب نیکولیچ از همه حرف شنوی داشته!!

خب آقاجان داشته که داشته. چه عیبی دارد. مگه همه مردان دنیا از همسران محترمه و مکرمه خود حرف شنوی ندارند؟ اصلا چرا راه دور برویم؟ همین علی آقا کفاشیان ما! مگر مشورت نمیکند با مهندس؟ ضرری کرده تا به الان؟ غیر از این است که نیش مبارکش تا بناگوش باز است؟ مثلا فدراسیون تصمیم گرفت سال گذشته قطبی سرمربی تیم ملی بشود اما بعد از مشورت علی آقا با مهندس، اسم دایی از قوطی بیرون آمد. بد بود؟ تازه کلی هم سوژه دار شدیم در عرصه مطبوعات.

 

مراقب باش

میثاق معمارزاده که در مورد مصدومیتش گفته بود:" دکتر معالج گفته زودتر از خلیلی و نکونام بهبود پیدا میکنی" تصمیم گرفتم 4 ماه تمام در آلمان بمانم. البته قضیه اینکه میثاق میخواهد در آلمان بماند فقط و فقط به مسئله معالجه و فیزیوتراپی و رسیدگی به امور رفع مصدومیت برمیگردد. و الا میثاق همین الان هم دلش کلی برای ما لک زده. ما به میثاق توصیه میکنیم به شدت هرچه تمامتر مراقبت خودش باشد و خدای نکرده شیطانی نکند که اسیر پنجولهای یوزپلنگ های آلمانی بشود. این یوزپلنگ های آلمانی هیچی سرشان نمیشود چون فارسی بلد نیستند. قبلا یکی دیگر از فوتبالیستها را هم بگب نگب پنجول کشده بودند(در آلمان) اما شانس آورده بود.

 

فارسی نفهم

ما دوتا علی داریم. عالی و کفاشیان. انگار خیلی با هم جور شده اند که پشت تلفن کلی به هم دل و قلوه می دهند. الغرض این علی کفاشیان گفته: فقط خانم هایی میتوانند به ورزشگاه آزادی برای لیگ قهرمانان آسیا بروند که فارسی نفهم باشند. یعنی فارسی حرف نزنند و فارسی نفهمند. پس اگر اینگونه باشد ما چندین و چند پیرزن در ایران سراغ داریم که فارسی نفهم هستند. اصلا فارسی سرشان نمیشود. اینطور باشد برویم اینها را بیاوریم ورزشگاه. باور کنید حضور این ننه بزرگها کلی به آدم حال میدهد. خصوصا مواقعی که بازی در دوران افت به سر میبرد این عزیزان برای ما از خاطرات جوانی و زندگی خودشان برایمان تعریف میکنند(به کمک مترجم). اینطوری هم سر ما گرم میشود و دوزار تجربه مفتکی گیرمان می آید هم اینکه دیگر تماشاگران وقتی بازی کسل کننده شده کمتر شعارهایی سر میدهند که جناب شریفی را قلقلک بدهد. 

 



موضوع مطلب :

نان حلال

آقای الف_ب نامه نوشته اند و سوال کرده اند: راست است که این مدارس فوتبال که راه افتاده، فوتبالیست های بااستعداد را به باشگاههای معتبر داخلی و خارجی معرفی می نماید؟

پناه میبریم به خدا! ما که به چشم خودمان ندیدیم ولی وقتی می گویند کعرفی می کنند لابد می کنند. حالا ما خودمان یک فامیلی داشتیم در غیاث آباد، توپ گیر قابلی بود. عین پلنگ شیرجه میزد. تازه چی، میخواهیم به بعضی از دروازه بانها بگوئیم بروند کلاس اول این مدرسه اسم نویسند. اگر استعداد داشته باشند معرفی میشوند میلانی، منچستری جایی. آخه این هم شد سوژه که گیر میدهید؟ بگذارید مردم یک لقمه نان حلال بخورند. چکار دارید که در بعضی از این مدارس بجای آموزش فوتبال یه کارهای .... انجام میشده؟

 

25 ساله

شیرین بازی های دیکارمو در زمین کم بود، از قرار معلوم به افشین قطبی هم رسیده. بعد از باخت قرمزها برابر یم شاغلام، افشین قطبی در مورد بازی فوق تصور دیکارمو اعلام کرد: این خبرنگارانی که از دیکارمو انتقاد می کنند نه فوتبالیست بوده اند و نه سنشان بالاتر از 25 سال است.

بنابراین با توجه به فرمایش جناب امپراطور نتایج زیر حاصل میگردد.

1-      افشین قطبی یک فوتبالیست قهار بوده که تنه به تنه مارادونا و پله و فان باستن زده.

2-      امیر حاج رضایی بدلیلی انتقاد از دیکارمو زیر 25 ساله است.

3-      برای انتقاد از ونالدینهو، مسی، رونالدو و ... باید بالای 80 سال سن داشت.

4-      ما که خیر سرمان نزدیک 30 سال هستمی دچار پارادوکس سنی شده ایم. یکی به ما بگوید ما چند ساله ایم؟

 

یکدستی

رفتار سازمان و بنده با روسای فدراسیون ها هیچ گاه قدرت مابانه و از موضع بالا نبوده. رفتارمان مدیریتی است. هرکس ضعیف باشد را کمک میکنیم و کسی را به زور به کاری مشغول نخواهیم کرد.

بله عزیزانم این سخنان مربوط به پدر ورزش ایران است. مصداق عینی این فرمایش جناب رئیس هم محمد دادکان است. سازمان اصلا دخالتی در کار فدراسیون نداشته بلکه فقط میخواسته با آنها بفهماند ما خیلی راحت میتوانستیم پرتغال و مکزیک را بکنیم تو قوطی ولی این دادکان هی سعی داشته نا امیدی را ترویج کند. اصلا بحث درآمد زایی هم مهم نیست. اینکه فدراسیون دادکان به درآمدزایی و خودکفایی رسیده ولی فدراسیون علی شادان یک پاپاسی هم ندارد اهمیت ندارد. جان سازمان و رئیسش سلامت.

وقتی حبیب کاشانی  بابت 4 میلیارد ناقابل که سازمان راضی نمی شود برای پرسپولیس هزینه کند، استعفا میدهد و تا به الان که به نیمه فصل نرسیدیم سازمان 3 میلیارد برای پرسپولیس هزینه کرده همه اش مدیریتی است کلا یعنی شما خحرف گوش بده و غمت نباشه. وتو شدن نصمیم فدراسیون هم برای سرمربیگری قطبی و روی کار آمدن دایی هم همینطور اصلا ربطی به دخالت و سیاست و ... ندارد. ذهن خودتان را مخدوش نفرمائید،لطفا.

 

 



موضوع مطلب :

حکایت

پدری دختری داشت به غایت زشت روی، چندان که هیچ کس به آن دختر رغبت نمی کرد تا سرانجام به ضرورت، عقد نکاحش با نابینایی بستند. گفته اند در آن تاریخ، حکیمی از سرزمینی دور آمده بود که دیده ی نابینایان روشن همی کرد. پدر دختر را گفتند: داماد را چرا علاج نکنی؟ گفت:ترسم بینا شود و دخترم را طلاق دهد!

این حکایت کل فوتبال ماست. فوتبال ما که همان دختر زشت روی است.حکیمی که قرار است چشم نابینایان را نابینایان را بر واقعیات این فوتبال روشن کند کیست؟پدری که نمیخواهد چشم داماد به چهره واقعی این عروس بینا شود کیست؟ البته مردم مظلوم و هواداران که روشن است کیستند!



موضوع مطلب :

End  مرامید

به به ! به به ! واقعاً وقتی خواندیم و شنیدیم که عاشقان خدمت به ورزش ایران یکی یکی و فردین وار عرصه انتخابات را خالی می کنند و بفرما برای بقیه می زنند ، نه تنها احساس درازگوش بودن بهمان دست نداد بلکه کلی هم ذوق زده شدیم . باور کنید باید یک نامه بزنیم برای کشور های دیگر و بهشان بگوییم : « ای شمایی که مقام و منصب چشمتان را کور کرده و تا آخر انتخابات هستید ، بلند شید بیایید ایران ما ، ببینید مسئولین ورزشی ما چگونه پهلوانانه خودشان را کنار می کشند تا بهتر از آنها بیایند و زمام امور کمیته المپیک را در دست بگیرند »

حالا فردا یه عده مزدور نامه می زنند به این ژاک روگ و میگن : سازمان تربیت بدنی لیست داده که چه کسی را انتخاب کنند چه کسی را انتخاب نکنند ! جاهل ها نمی دانند که این کسانی که کنار کشیدند ، خودشان خواستند کنار بروند که  فکر می کنند  زبانمان لال زور سازمان بوده .

 

بهانه تو  

ما نمی فهمیم تا کی برخی ها نباید بفهمند که وقتی یک نفر را به عنوان مشاور می آورند ، یعنی اینکه آقا جان کم کم غزل خداحافظی را بخوان ؟!

اولین نمونه زمان ایویچ مادر مرده و با مشاورت آقا جلال طالبی آغاز شد و آخرین آن هم به انگین فیرات و حسین چرخابی ختم شد فعلاً . آخه بندگان خدا ! وقتی تیم شما در نتیجه گیری الک و دولک بازی در می آورد و مدیر عامل محترم یک مشاور برای خودش می آورد ، یعنی اینکه مربی عزیزم ! بفهم که تا چند وقت دیگر باید بروی لای باقالی ها! حالا باز خدا را شکر اصفهانی ها بهانه تماشاگر را داشتن که بگویند: عامل اصلی برکناری فیرات، اعتراض هواداران سپاهان بود.

راستی جناب ساکت! هزینه ای هم که بابت این فسخ قرارداد که نپرداختید نه؟ در عرض کمتر از 1 سال سه مربی عوض شد نه؟ رسید به پول قرارداد یک سال قطبی یا هنوز خیلی مانده دادا؟

طفلی ژنرال

خبر رو شنیدید؟ گفته اند تا قبل از بازی با پیکان، امیر قلعه نوعیقصد استفاده از برهانی را نداشته و تصمیم به استفاده از مجیدی برابر پیکان داشته اما در آخرین لحظات آرش را فیکس می فرسته تو بازی!

راستش را بخواهید ما نمی دانیم بعضی ها از جان این ژنرال چه میخواهند؟!

بنده خدا شده چوب دو سر طلا! ببره یه بامبول دارن واسش، ببازه یه الم شنگه. طفلک خودش هم مونده ببره یا ببازه!

باور کنید کم کم داریم به ژنرال حق میدیم که انقدر دوروبرش دوست و رفیق مثل علی آقا هستن. خلاصه رفیق برای همین زمانهاست دیگه. میفهمید که چی میگیم؟!

لالایی میخونیم ... لالا....

یکی از خصلت های عزیز ما ایرانی های عزیز همان حکایت لالایی خواندن و لالا کردن است کهشکر خدا ما ایرانی ها در زمینه لالایی خوانی بسیار خودکفا هستیم اما خب مشکل ما این است که این لالایی خواندن باعث خوابیدن خودمان نمی شود. در واقع اصلا لالایی خوان، خودش هیچگاه لالا نمی کند. این همه لالایی و لالا کردن گفتیم تا برسیم به کاپلوی عزیز وطن جناب ناصرخان حجازی!

ناصرخان فرموده اند:"کاش قطبی هرگز به ایران بر نمیگشت تا اسطوره می ماند."

در اینکه قطبی باید بر میگشت یا بر نمیگشت صحبت نمی کنیم چون ما اصلا سوات این چیزها را نداریم ولی یک چیز داریم. سوال از ناصرخان!!

ناصرخان! شما که زمانی در استقلال سرمربی بودی و در یک فصل در سه جام نتوانستی قهرمانی بیاوری چرا سال گذشته دوباره به استقلال برگشتی؟ ناصرخان! شما هم لالایی خوانید یا ...؟!

 



موضوع مطلب : مــــرام / بابمول / باقالی / لالایی

به گوسفندها احترام بگذار.

انصافا اینکه گفته می‌شه ایرانی‌ها مخ هستن، بیخودی نگفتن، ولی بعضی از این آدم‌ها که چشم ندارند ابداعات بقیه رو ببینن، شروع می‌کنن شانتاژ بازی و...

یکی نیست به این عادل بگه، گوسفند بردن تو چمن چه عیبی داره هان؟ اصلا ما نمی‌فهمیم چرا این عادل و امثال عادل دوست ندارن خوشبین باشن. باباجان مگه گوسفند چیه؟ چه عیبی داره؟ باور کنید گوسفند خیلی مفیده. اولا گوسفند که میره تو زمین چمن 1- شکمش سیر میشه 2- کوددهی انجام می‌ده و غذای زمین رو تامین می‌کنه 3- در مصرف برق صرفه‌جویی می‌شه و در تولید گاز اضافه(!) 4- گوسفند آلودگی صوتی نداره ولی ماشین چمن‌زنی داره. 5- گوسفند هزینه نداره، ولی ماشین بابت اوپراتورش هزینه داره. اصلا مشکل اصلی اینه که اسم این گوسفنده اسم اون ماشین. اگه اسم این ماشین بود، اسم اون گوسفند. مثل چشم زاغ مربی خارجی می‌مونه. ما اصلا خارجی پرستیم!

حرمت حاجی

ما میخواستیم در حمایت از حاجی و در مقابله با جناب مهندس زمان(آشتیانی) موضع گیری کنیم که یک دفعه دیدیم کاظم خان اولیایی از پشت حاجی دراموده و صحبت از حفظ حرمت حاجی کرده. البته ما که با مش قاسم دایی جان ناپلئون صحبت می کردیم، میگفت: والله بابا جام دروغ چرا؟ تا قبر آ..آ..آ..آ.. ما که به چشم خودمان ندیدیم ولی به گوشمان شنیدیم که اون زمان اولی که حاجی فتی(مش قاسم به فتحاله زاده میگه فتی) رفت و همین کاظم خان اولیایی اومد جاش، همچین پشت سر حاجی هل من مبارز می طلبید که نگو و نپرس ولی حالا چرا اینجور از حاجی فتی حمایت میکنه ما نمیدانیم. در همین حال مش قاسم اینور اونور رو نگاه کرد و رو کرد به من و گفت: ولی اگه شما به کسی نگید ما میدونیم! قضیه یه همون شایعه اول فصل برمیگرده که قرار بود حاجی بره همدان جای کاظم خان مدیرعامل پاس بشه ولی حاجی دوس داشت همین تهرون بمونه حالا چون مدیر نیست کاظم خان گفته فعلا یه عرض ارادتی بکنیم تا ببینیم چی میشه!



موضوع مطلب : گوسفند

مردم؟ کیلویی چند؟

اصولا یکی از راههای محبوبیت و رفتن در دل و قلوه مردم این است که هرکجا که بنشینی و بلند بشی و راه بروی و .... فقط بگویی عشق من: مردم!

این شعار قشنگ مختص سیاسیون نیست بل آثربخشی در همه نقاط دارد مثل فوتبال.

من بازی میکنم به عشق این مردم، من گل میزنم به عشق مردم و ... و ... و .... . اما وقتی خر مبارکتان از پل عبور کرد دیگر مردم خیلی اهمیت ندارند. یعنی دارند ها ولی یه جورایی لفظی و الکی. آخرین نمونه هم علی کریمی! مردم دوست دارند کریمی برگردد تیم ملی، مردم در نظر سنجی 90 رای به خداحافظی بی موقع کریمی میدهند، خبرنگاران در مصاحبه با کریمی تقاضای مردم را یادآوری می کنند، علی دایی با آنهمه غرور راضی میشود به رختکن برود و آشتی کند حداقل در ظاهر بخاطر مردم ولی خب جناب جادوگر عین خیالش هم نیست. فقط میگوید: مردم میدانند.

نه جادوگر عزیز! مردم نمی دانند. مردم اگر می دانستند انقدر التماس بازگشت ترا نمی کردند. طفلی مردم! چه موجهای بی آزاری هستند برای سوار شدن و موج سواری!

 

تعامل و همکاری

خدا این کیومرث هاشمی را از فوتبال ما نگیرد. اصلا یکی از وظائف اصلی سازمان در برابر بعضی ها که قصد دارند به فوتبال این مملکت خیانت کنند و با الگوبرداری از این کشورهای غربی مزدور،فوتبال ناب ما را که نه تنها در بعد فنی بلکه در زمینه اجرا و زیرساخت یکی از بهترین ها در دنیاست به مرز نابودی بکشانند ، ارشاد و به صراط مستقیم هدایت کردن آنهاست. یکی از این تشکل ها و ارگان ها اتحادیه فوتبال است.

اصلا شما کاری به اینکه کیومرث خان هاشمی چکاره فدراسیون است و چرا بین اینهمه آدم در فدراسیون فوتبال، معاون جناب علی آبادی وارد گود میشود و مصاحبه می کند علیه اتحادیه و راهکار نشان می دهد و تهدید می کند و ... خدای نکرده فکر بد نکنید.

نه عزیزانم! اصلا و ابدا سازمان در کار فدراسیون فوتبال دخالت نمی کند. صلا نفس حضور کفاشیان در فدراسیون همین است که جلوی دخالت را بگیرد. البته اینکه چرا در یک خرد جمعی یکباره قلعه نوعی سرمربی تیم ملی می شود و در برهه ای دیگر قطبی انتخاب میشود و چند ساعت بعد دایی به عنوان سرمربی معرفی، اصلا و ابدا ربطی به سازمان تربیت بدنی ندارد. اینها فقط و فقط روح تعامل و همکاری را نشان می دهد. اینهم که کیومرث خان هاشمی مصاحبه کرده نه از باب دخالت بلکه بین کفاشیان و هاشمی و مهندس علی آبادی اصلا از این حرفها نیست. کلی با هم خودمانی هستند.

 

 

کاشف جدید

یکی از مهمترین مسائل در هر حوزه ای، خصوصا اگر مسائلی باشند که بر روند یک مجموعه اثر نامطلوب بگذارند، یافتن علت بوجود آ»دن این مسائل منفی است. البته ما خیلی خوشحالیم که حداقل در ورزش خصوصا فوتبال با شخصیت هایی مواجهیم که علت بوجود آمدن این رویداد های منفی را تشخیص می دهند هرچند در طی یک پروسه زمانی یکساله و البته با تغییرات اساسی.

مثلا همین ژنرال یکی از همین کاشفین مدنظر ماست. ژنرال در باب عدم دعوت از دایی در زمان سرمربی گری خودش در تیم ملی بعد از یکسال که با دایی آشتی کرده، علت را در عدم انتقال پیغامش توسط برادر دایی به خود دایی عنوان کرده است. حالا شما دیگه پیگیری نکنید که چه کسی میخواسته برای دایی بازی خداحافظی بگذارد. یا علت عدم پذیرش استقلال در جام باشگاههای آسیا در دوره قبل دیر فرستادن لیست نبوده یا اینکه ژنرال آن موقع سرمربی تیم ملی بوده مقصر او نبوده که لیست بازیکنان را نگه داشته که یک مهاجم اضافه کند باور کنید. به همان مکه ای که رفته قسم. اینها همه تقصیر آن صفایی فراهانی بوده که مخالف ژنرال بوده.

در مورد دعوای جدید حاجی و آشتیانی و دیر فرستادن اسم نماینده استقلال هم تا سال دیگر همین موقع(بعد از انتخابات ریاست جمهوری) صبر کنید. اگر مهندس علی آبادی از سازمان ورزش رفت خب مهندس مقصر است اگر نرفت پس همین صفایی فراهانی یا دادکان مقصر است.

 

حسن نیت!

از وقتی اعلام شده که از حضور خبرنگاران در مراسم انتخابات کمیته ملی المپیک جلوگیری بعمل می آید، این گوشی ما هم سوخت. هی زنگ میزنند می گویند بنویس میخواهند فلانی رئیس شود، ممکن است حرفهایی در جلسه رد و بدل شود نمیخواهند به گوش خبرنگاران برسد و .... .

ولی ما اصلا زیربار نمی رویم. یعنی اصلا این ایده همکاران مزدور و قلم بدست را نمی توانیم بپذیریم. این دوستان ژورنالیست باز، خیال کرده اند همه مثل خودشانند.

خیر عزیزانم. این کاندیداهای شریف فقط و فقط دغدغه خدمت دارند چرا نمی فهمید؟ حالا اگر کانامه هایشان در عرصه مدیریتی یک جورایی آدم را قلقلک می دهد مشکل خودشان نیست. مشکل شماست که گیر سه پیچ می دهید. در ضمن فلسفه راه ندادن شماها به جلسه لابی و این چیزا نیست. فضا کوچک است و ممکن است کمبود هوا رخ بدهد و خدای نکرده برخی تنگی نفس بگیرند. اصلاشاید بین اینهمه آدم یکی پایش سر بخورد و صدایی بیرون برود آنوقت همین شما خبرنگاران پیراهن عثمان میکنید.

اصلا به ما چه؟ بروید هرکاری دلتان میخواهد بکنید. ما که در حسن نیت عزیزانمان شک نداریم.

 

 



موضوع مطلب :

آن شیخ الشیوخ الکبیر، آن شادی عالمگیر، آن میوه دل سازمان، آن عصاره فوتبال ایران، آن نگران حق پخش، آن عاشق ضعف و غش، آن دبیر کمیته ملی المپیک، آن نامزد انتخابات المپیک، آن مرد شادان، آن نماینده پدر ورزش ایران، آن دو و میدانی کار سابق، آن رئیس فدراسیون فوتبال حاذق، شیخنا و استادنا و مرادنا، علی کفاشیان ملقب به علی شادان، صاحب کرامت بود و خنده بسیار.

نقل است چون زاده شد هیچ نگفت و بانگ بر نیاورد تا موعد بریدن نافش فرا رسد و چون ناف بُر را بدید که خنده بر لب آماده بریدن است و نیز بانگ خنده اطرافیان را بشنید، او نیز بخندید و اینچنین شد که خنده از لبانش دور نگشتی تا بحال.

در روایت است از روز سوم قهقهه سر دادی و این نام مدام بر لبانش بود تا مدتی: علی آبادی.

از شیخ علی کرامات فراوان نقل است. گویند در هرجلسه مهمی در فدراسیون از ابتدا تا انتها مدام لبخند بر لب داشتی و هرچه دیگران بگفتند تصدیق کردی و  چون در جلسه پرداخت حق پخش راه به جایی نبردی نامه ای به علی آبادی نوشتی و خنده ای به همراه ریش و قیچی ضمیمه نامه کردی و در نامه ذکر کردی که: ما هرچه زور زدیم نشد که نشد! این شما و این ریش و قیچی!

شیخ چیا فوادی گوید: در تحقیقی زیرزمینی و کاملا خفیه، تنها در یک مورد به عصبانیت شیخ علی رسیدم و آن همان است که از آن به چرک کف دست تعبیر کنند.

گویند چنان بر سر مسائل مالی و پولی عصبانی شدی و کف بر دهان آوردی که گویی قیامت در شرف وقوع است.

نقل است آنچنان در قناعت دست داشتی که راضی به تدارکات برای تیم های پایه نشدی آنچنان که در شبهای صیف، بازیکنان پایه از فرط گرما و رفع بیخوابی و رعایت موارد ایمنی امنیتی به پشت بام برفتی و ستاره شمردی تا خسبیدن کردی.

گویند قبل سالی، کمیته ای فنی نام، بر تعیین قطبی نامی به عنوان سرمربی برای تیم بزرگسالان تصمیم  گرفت و چون شیخنا بر مصداق خوردن آب بدون اجازه، نزد مرادش علی آبادی برفتی پس از بیرون آمدن از جلسه نام دایی جان بر زبان جاری ساختی.   



موضوع مطلب :