طنز ورزشی
درباره وبلاگ
علی باستانی

تحصیلات: لیسانس مکانیک. ساکن:یه جایی همین نزدیکی. عنوان شغلی: طنز نویس سابق روزنامه پرسپولیس - تحلیل نویس سابق روزنامه پیروزی - نویسنده سابق ستون 4 روزنامه دنیای فوتبال(توقیف شده)-نویسنده و دبیر تحریریه خبرگزاری پارس فوتبال
نويسندگان
صفحات وبلاگ
            
RSS Feed

آن مرد خدمتگزار در ورزش، آن عشق ساخت و ساز در ورزش، آن چند شغله خستگی ناپذیر، آن مرد توصیه ناپذیر، آن علاقمند به فوتبال، آن مشاور اعظم فدراسیون فوتبال، آن تغییر دهنده نام پرسپولیس به پیروزی، آن جلوه دهنده شکست در المپیک به پیروزی، آن پدر ورزش ایران، آن مبرز با روزنامه نگاران دلال، آن در افتاده با سازمان بازرسی، آن طرفدار مدیریت چند شغلی، مولانا و مدیرنا و رئیسنا محمد علی آبادی از بزرگان بود و صاحب مناصب و عناوین بسیار.

انتخابات آزاد

نقل است آنچنان دارای عظمت و شوکت بودی که کس را یارای مقابله با آن نبود و در کسب مناصب و پیروزی در انتخابات ورزشی چنان دموکراسی را رعایت کردی که او را مظهر آزادی و عدم توصیه در انتخابات قرار دادند و اینچنین شد که نماینده مجامع بین المللی ورزشی در سایر بلاد گشتی به جهت تائید انتخاباتی آزاد.

بلدیه

راویان شکرشکن پشت پرده ای گویند: مهندس را پست ریاست بلدیه تهران خوش آمدی و چنین بود که مقرر گردید تا مهندس رئیس بلدیه شوی و حاج حبیب مدیر پرسپولیس و چون اولی مقدر نشد و دومی شد، مهندس را خوش نیامد و فی الفور بر حاج حبیب غضب نمودی و حاجی را شرایط به گونه ای فراهم آمدی که فرار را بر قرار ترجیح دادی و تیم قهرمان را به مهندس سپردی الخ...

ارتباط نسیم و شقیقه

مهندس را در ارتباط دادن نسیم به شقیقه تبحر بسیار بودی آنچنان که ساخت و ساز را موفقیت در ورزش دانستی و نتایج درخشان المپیک پکن را به هیچ انگاشتی و این چنین بود که سالنی را در حومه مرکز به 30 روز به سقف و بهره برداری رساندی که چون آوازه این هنر به آن سوی مرزها رسیدی، اجانب مدتها به دنبالش بودی تا او را بربایند و از محضر شریفش استفاده کنند در راه آماده سازی مسابقات جهانی.

استقلال پیروزی جمهوری اسلامی

مهندس را شبی رویای صادقه دست داد که به ریاست مجمع دو تیم آبی و قرمز خواهد رسید و بدینسان در تظاهرات علیه طاغوت وقتی همگان شعار" استقلال آزادی جمهوری اسلامی" سر می دادند،او می گفت: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی" وچنین شد که بعد از تحقق رویای صادقه اش و جلوس ملوکانه اش بر صندلی ریاست مجمع سرخابی پایتخت در تریبون رسانه های مختلف اینگونه نطق برآوردی که مردم در زمان انقلاب شعار دادندی اینگونه: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی".

پدر ورزش ایران

به مصداق آنکه اعتیاد پدر سلامتی است، ظریفی، مهندس را پدر ورزش ایران نامید و این لقب مهندس را چنان خوش امدی که عزم جزم نمودی برای تربیت فرزند ورزشی اش(فوتبال) و بدینسان و از فرط علاقه به فرزند، خود را به چاه ویل انتخاباتی بس عظیم افکندی ولی چه سود که این مظهر عدالت و آزادی را یارای مقابله با خوارجی چون صفایی فراهانی و نهادی بنام فیفا نبود و چنین شد که به توصیه رئیس الوزرا از این انتخابات بیرون کشیدی و خار در چشم و استخوان در گلو سکوت کردی تا روزی در همایشی داد سخن از مهم بودن غضنفر نسبت به رونالدو سر دادی و نبود عنصری بنام آنالیز در فوتبال باشگاهی.

عشق خدمت

مهندس چنان عشق به خدمت، وجودش را فرا گرفتی که به نامه های فدایت شوم سازمان بازرسی مبنی بر رعایت حال و احوالش وقعی ننهادی و ترک پستهای متعدد ننمودی و تاکید نمودی که مرا از این شغلها درآمدی نباشد و تنها به خدمت می اندیشم و بس. و این از عدم شیفتگی اش به قدرت بودی و عشق مفرط در طریق خدمت به خلق.



موضوع مطلب :

آن حرف حق زننده بی سیاست، آن عمل کننده با کیاست، آن در افتاده با مربی تیم ملی، آن ارادتمند علی دایی، آن کاشف علی اکبر استاد اسدی، آن مدعی اکمل مربیان ایرانی، آن مرد بهاری در نتیجه گیری، آن مربی فدراسیون زمان مصطفوی، آن دشمن قلدران، آن علاقمند به علی کفاشیان، آن علاقمند به شلوار پارچه ای، آن دشمن درجه یک شلوار راسته و لی استادنا و مولانا و شیخ المربی نا محمد مایلی کهن از اساتید اهل فن بود و صاحب کرامات بسیار.
نقل است در دوران طفولیت رنج بسیار بردی و لگد بسیار بر سنگ ها زدی تا توانستی در زمینه قدرت شوت کردن پیشرفت بسیاری کردی چنانچه در عصر مربیگری نیز این هنر، فراوان در زمینه شوتیدن افراد به ناکجا آباد بکار بردی فراوان و این از اوصاف جلیله اش بود اعلی اله مقام الشریف.
از شیخ محمد روایات و درفشانی های بسیاری ثبت شده است. گویند: در مجلسی در باب رفاقتش با پروین ملقب به سلطان، تشبیهی بی بدیل نمودی و از کلمه ای استفاده نمودی "اتوبان یکطرفه" و این سرآغازی شد بر کشف بزرگراه.
در کتب قدیمی آمده است که چون حاجی مایلی به هیئت مدیره پرسپولیس درامد  رگ خدمتش متورم گشتی عزم خدمت نمودی و چون ردای مدیریت عاملی بر تن دیگری بدید چنین گفت: “اگر هم رده های من رئیس سازمان، دبیرکل کمیته المپیک و رئیس فدراسیون شدندبرای من نیز مدیریت در پرسپولیس کار خیلی بزرگی به نظر نرسد و من به مراتب شرایط بهتری نسبت به انصاری فرد داشتم." و این از اوصاف تارک دنیا بودن و قناعتش بودی.
حاجی مایلی در نگارش و تحریر نیز "یدی" داشتی بیضاء گونه. چنانکه در نامه ای سراسر احترام و مودبانه خطاب به عنصری معلوم الحال بنام قطبی، از درون و ذات ناپاکش گفتی چنانکه وقتی قطبی آن نوشته بخواندی، عربده ای کشیدی و راه بیابان دبی پیش گرفتی و چهل شبانه روز خود را استحاله نمودی و پس از رجعت چنان در دل حاجی جای گرفتی که حاجی را از نگارش آن نامه، عرق شرم بر رخسار پدید آمدی و به پیشواز قطبی رفتی و از او حلالیت طلبیدی و این از تواضعش بود. شیخ محمد مدعی شدی: در زمان هدایت تیم امید شبی در حال نماز بودمی که ناگاه صدایی شنیدم شبهه ناک. و چون دقت نمودم پی به بازی ای بردم مابین دو جوان که نامش تخته بود و همانجا آنان را از اردو روانه خانه هایشان کردم تا بهتر به تفریحاتشان رسیدندی و این از روح دموکراسی و آزاد اندیشی اش بود رضی اله عنه.
حاجی در علوم اقتصاد نیز دستی بر آتش داشتی انچنانکه به طرفه العینی 10 تکه کاغذ خرید چهارچرخه بجو 405 بنام خویش در اوج نداری و ضعف بنیه مالی تهیه نمودی و تمامی 4 چرخ را به ثمن بخس در بین نیازمندان قرار دادی و بناگاه از خواب پریدی این از عیاری اش بود رویایی بودنش و توهم زدنش بود فانتزینا.
کوردلان شایعه چی از دست به دامانی حاجی نزد رئیس الوزرا گویند برای تصدی پست مربیگری در یکی از تیم ها و این گفتار شمه ای است از حسادات خاص و عام است نسبت به این بزرگمرد حفظه اله بالخیر و العافیه.



موضوع مطلب :

دفترچه خط خطی عادل!
به صحت و سلامت تن مسئولین و برنامه ریزان عزیز فدراسیون، قطر هم برای ما کلاس گذاشت و بازی اش با ما را فرستاد لابلای باقالی ها و از آنجا که برنامه لیگ باز هم دچار تغییرات شد و همزمان با این تغییرات عادل فردوسی پور مجبور به تغییر برنامه های ثبت شده در دفترچه اش میباشد که با خط خطی کردن اینکار صورت میگیرد و با توجه به اینکه دفترچه عادل خیلی خط خطی شده و باز هم باتوجه به اینکه در ایام خانه تکانی سال قرار داریم و همه چیز باید نو بشود به همین علت همسر عادل شب گذشته طی اولتیماتومی شدید به عادل اعلام کرد یا دفترچه ات را دور می اندازی و دفترچه جدید تهیه میکنی و یا اینکه میروی در استودیوی برنامه نود و با دفترچه خط خطی شده سال را تحویل میکنی! از قرار معلوم و با اینکه سردار محمدی خیلی تا حدودی از دست عادل شاکی است ولی روح مرحوم فردین در هیکلش حلول کرده، تصمیم گرفته تا در استودیوی نود و در کنار عادل سال را تحویل کند.

پرسپولیس بارسلون میشود!
 پس از رنگین بازی های پرسپولیسی ها در این فصل و تعویض 3مربی، محسن خلیلی طی یک اظهار نظر کاملا سنجیده و فنی اعلام کرد که:"فعلا زود است که مثل بارسلونا بازی کنیم"
خیلی به این مغز فشار آوردیم بلکه بفهمیم بارسلون کیست و کجا زندگی میکند، بعدا سردبیر محترم سایت فرمودند که یکی از تیم های خوب اروپایی است.
با خودمان گفتیم: ای دل غافل! حالا چرا بارسلونا؟ تیم قحطی بود؟ یعنی خلیلی در این 9 ماهی که نبوده چشمانش هم رباط پاره کرده؟
عزیز دل برادر چرا 4-5 هزار کیلومتر راه دور میروی؟ چرا از بارسلون مایه میگذاری؟ مگر همین فجر شاغلام چه اشکالی دارد اخوی؟ طی 2 بازی 6 امتیار ازتان دشت کرده شما به فکر بارسلونید؟ تازه  تیم ژنرال را هم آبکش کرد و فرستاد تهران!!!
 نگو این حرفها را. وینگادا اگر بفهمد سکته میزند. شما اگر میخواهید خیلی خوب بازی کنید مثل همان پرسپولیس مصطفی افندی بازی کنید، نتیجه میگیرید. اصلا حیف همین فجر که ازش مایه بگذاریم. نه آقا جان شما مثل همان پرسپولیس بازی کنید.
به قول قدیمی ها:
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید

عاقبت خروس بازی!
این احمد عابدزاده هم خیلی باحال تشریف دارد!
جان شما نباشد جان همان خروسهایی که در تمرینات پرسپولیس بدست دروازبانان پرسپولیس اسیر میشوند قسم ، وقتی شنیدیم احمدرضا گریه کرده، تا فیها خالدونمان شرر افتاد. بابا گریه واست خوب نیست دوباره میری تو هپروت ها!
ولی خودمانیم. آخر و عاقبت خروس بازی همین میشود دیگر!
برادر تو باید نحوه توپ گرفتن را به دروازه بانها یاد بدهی نه نحوه خروس گرفتن. آخر خروس از دست آدم فرار میکند ولی توپ که این چیزها نمی فهمد. گوریل انگوری هم باشد باز هم به راهش ادامه میدهد!
گل های فجر بخصوص گل اول را ببین. واقعا واعظی انگار میخواست خروس بگیرد.



موضوع مطلب :

بابا استقبال بابا تماشاگر

محمد رضا ساکت، مدیرعامل سپاهان با اشاره به اشتیاق تماشاگران اصفهانی برای حضور در ورزشگاه در بازی برابر پرسپولیس گفت: این مسئله نشان می‌دهد پتانسیل حضور بیش از 75 هزار تماشاگر در مسابقات آسیایی را داریم و در صورتی که ورزشگاه نقش جهان برای دیدار های آسیایی این تیم حاضر نشود با مشکلات زیادی روبرو خواهیم شد.
ما اصلا دلمان برای بیانات جناب ساکت کلی تنگیده بود که بالاخره بازی پرسپولیس قفل زبان شیرینشان را باز کرد.
ملاحظه میکنید؟ استقبال بالای تماشاگران از این بازی چنان ساکت خان با سر و صدا را به وجد آورده که نبود ورزشگاه 75 هزار نفری را از مشکلات سپاهان در این بازی ها میداند!
حقیر فقط یک سوال دارم از محضر مبارکتان:"بفرمائید به غیر از بازی های استقلال و پرسپولیس در اصفهان میانگین حضور تماشاگران طرفداران سپاهان در بازی های خانگی این تیم چقدر است؟
راستی شنیدیم بعد از بازی بدلیل کرامتتان در راه دادن تماشاگران پرسپولیس به استادیوم، طرفداران منتسب به تیم سپاهان 200 دستگاه خودرو را کمی تا حدودی فرستاده اند لابلای باقالی ها!
ولی خودمانیم ها! نه که تیم سپاهان کلی کلاس دارد، تلفات تماشارانش هم کلاس جهانی دارد. تماشاگران استقلال و پرسپولیس به تاسیسات و صندلی های ورزشگاه آسیب میرسانند ولی تماشاگران سپاهان ماشین اوراق میکنند. ناز شستشان. تیم باکلاس ، هوادار باکلاس میخواهد.

یکی دیگر از حواشی این بازی را بخوانید تا بقیه اش را خودمان تفسیر کنیم:
علیرضا نیکبخت واحدی در دقیقه 30 نیمکت پرسپولیس را به دلایل نامعلومی ترک کرد.
 نیکبخت پس از 2 دقیقه از رختکن به نیمکت بازگشت. دلیل این حرکت نیکبخت مشخص نشد. عده ای علت را قضای حاجت وی عنوان می کردند و البته عده بیشتری این اتفاق را اعتراض وی به نیمکت شینی قلمداد می کردند.
بنده خدا این نیکی نمیداند چه کند! آقا با مستراح رفتن این بیچاره هم شما مشکل دارید؟ مگر فشار حاصله از دستشویی و بارون میاد جرجر دست خود آدم است که این عزیز دل انگیز را سیبل میکنید؟ خوشتان می آمد مثل جان دی نگودی همانجا مایع افشانی میکرد؟
حالا گیریم که اصلا به نیکمت نشینی اش معترض بوده خب چه کند؟ بنده خدا اعتراض نکند؟ دوست دارید زبان و لبهایش به کار بیفتد تا عادل لبخوان، لبخوانی را برود در کارش و قاضی شریفی 20 امتیاز منفی ببندد به خیک نیکی و بفرستدش دسته اول؟ چرا آخه نگاه نمی کنید که پستی و بلندی های شکم نیکی از بین رفته و فعلا بدون ناهمواری است؟ گناه دارد ها!

مرده این فوتبال بودیم ما!
نلو وینگادا هم نشان داد یه چیزی ورای ذاتی خوشبین است. بنده خدا در پایان بازی گفته:"کلاس این بازی در سطح بازی های بزرگان فوتبال اروپا بود."
الحق و والانصاف که دم این پرتغالی منتسب به برزیل گرم. اصلا چنان موقعیت روی دروازه خلق میکردند و حرکات ترکیبی و اشکال هندسی از قبیل مثلث و مربع و دایره و هشت ضلعی و بیضی و ... در زمین میساختند و چنان به قول ژنرال بکش زیرش میکردند که یاد و خاطره بازی های ترکیبی – علی اصغری زمان سلطان یادمان می آمد خصوصا با ژانگولر بازی های امروز توره و عماد رضا! خود آنجلوتی و سرالکس احتمالا دربه در دنبال فیلم این بازی هستند تا اگر سعادت حضور در جام باشگاههای جهان را با این دو تیم پیدا کردند حداقل شکست کم گل در کانامه شان ثبت شود. فقط نمیدانیم این چشمهای وامانده ما چرا گاهی اوقات در حین بازی روی هم میرفت و گاهی به یه چرت کوتاهی میرفتیم که البته هیچ ربطی به بازی نداشت. چشمهایمان پیر شدند.  



موضوع مطلب :

یکی از راههای معروف و مشهور شدن این است که شما بیخود و بی جهت خودتان را پرت کنید به سمت کسانی که سبقه معروفیت و مشهوریت داشته باشند. مثلا من انقدر دوست دارم به این مجله کیکر و فرانتس فوتبال گیر بدهم که به من هم بگویند کسی هستی که نگو و نپرس(هرچند واقعا هم کسی هستم) اما الان حکایت رحمان خان رضایی است و داورانی که پی معروفیت در داوری و افتادن نامشان بر سر زبان هاست.

رحمان در مورد پنالتی بازی با برق شیراز گفته که به علت اینکه معروف است، داوران برای جلب توجه و معروفیتشان به او کارت زرد میدهند و بیهوده خطایش را بر روی بازیکنان حریف اعلام میکنند.

این معروفیت به هر حال برای رحمان دارد گران تمام میشود و هیچ کس هم نیست فکری عاجل در این زمینه برایش انجام بدهد.

بیچاره رحمان! معروفیت هم بد دردی است. باور بفرمائید اول که پرسپولیسی ها دنبال همین رحمان بودند، رحمان چنان کلاس گذاشت که حتی گالیانی که آمده بود برای بردنش به میلان، با پاسخ رحمان مبنی بر اینکه من باید از نستا بیشتر بگیرم مواجه شد. شما فکر کردید گالیانی واقعا رحمان 33 ساله را میخواست؟

قطعا مخش پاره سنگ برنداشته بوده ولی میخواسته از قبل رحمان و معروفیتش، خودش و باشگاه میلان را بر سر زبان ها بیندازد.

حالا شما نگاه نکنید این دو سه سال در ایتالیا نیمکت نشین بوده و سماق به کامش میکرده مگر همه چیز به بازی کردن است؟

الان مارادونا هم بازی نمی کند ولی آیا معروف نیست؟ یا مثلا همین حاج عباس انصاریفر و مهندس واعظ آشتیانی! لگدشان به خان دایی گربه نخورده ولی ببینید چقدر معروفیت دارند؟

ولی جلوی ضرر را از هرکجا که بگیری منفعت است. یک پیشنهاد برای رحمان داریم که از این گیر دادن ها و خطاهای بیخودی و کارت های زردی که برای معروفیت داوران نثارش میشود نجات پیدا کند.  آن هم این است که تا پایان فصل بصورت داوطلبانه برود روی سکوها بنشیند و بازی همبازیانش را تماشا کند. اینکار چند حسن دارد:

1-      رحمان از گیر داوران خلاص میشود.

2-      پرسپولیسی ها از شر پنالتی ها و سوتی های این مدافع معروف راحت میشوند.

3-      طرفداران پرسپولیس کمی به تمدد اعصاب میپردازند.

4-      جا برای بازی کردن این فرانک آتسوی مادر مرده کمی تا حدودی باز میشود.

5-      شاید فرجی شد و پرسپولیس هم  در پی از دست ندادن امتیازات در کورس قهرمانی قرار گرفت.   



موضوع مطلب :